يا آنكه در جنان « 1 » بنمانيد جاودان * باشيد در بلاى بلا ، معرض فنا
تاكيد حرف خويش بايمان نمود و گفت * و اللّه ناصح توام و حق بدين گوا
آدم بدين گمان كه نصيحتگر است مار * غافل از اينكه ديو درين مار كرده جا
گفتا كه ماربازى ابليس خوردهاى * كى بر خداى پاك خيانت بود روا ؟
آخر بنام او تو قسم ياد مىكنى * تعظيم چون كنيش ، چو خائن بود خدا ؟
من هم به غير اذن تناول چسان كنم * كى بىرضاى او شود اين حاجتم روا ؟
مأيوس شد ز آدم و شد سوى زوجهاش * هم در دهان حيّه و هم از ره دغا « 2 »
گفتش حلال گشت درختى كه بُد حرام * از حُسن طاعتى كه نموديد با خدا
خواهى كه بر تو كشف شود سرّ اين سخن * رو نزد آن درخت ، بخور ز آن بيازما « 3 »
خيل فرشته هست نگهبان آن درخت « 4 » * از بهر منع در كف ايشان حرابها
آن را كه آن درخت حلال است ره دهند * و آن را كه شد حرام زنندش به حربهها
هامش
( 1 ) - امير - م ، دوّانى : در جهان .
( 2 ) - برابر مجلس و امير - م « دوّانى » : ره دعا .
( 3 ) - امير - م ، دوّانى : سخن را بيازما .
( 4 ) - امير - م ، دوّانى : اين درخت .