تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
آمد ندا كه سر بسوى عرش كن ببين * آمد چو ديد در نظرش نور مصطفى
با نور اهل بيت ز اشباح منعكس * اشباح كرده بود به صلبش ز عرش جا
انوار بس غريب ز صلبش نموده عكس * تا منتهاى عرش ، درخشان و با ضياء
از عكس آن فتاده مثال و شبح « 1 » بعرش * تا چارده شبح همه جان‌بخش و دلگشا
از علمشان بديد درختى كشيده سر * چون سدره منتهى شده تا اوج منتها
چون نيك بنگريست « 2 » همان آن درخت بود * يا عكس آن درخت كزان نهى شد ورا
يا نور آن درخت كه بودش شمار جمع * بود آن درخت علم و درو « 3 » جمع ميوه‌ها
آدم ز حسن و بهجت آن در شگفت ماند * كاشباح نور علم « 4 » چه قومست اى خدا
آمد ندا كه نور حبيب خداى تُست * با نور اوصياى وى و شاه اوصيا
آنان كه بودشان سبب آفرينش است * آنان كه مقصدند « 5 » ز خلق و ز امر ما
هست اين درخت صورت علم نهانشان * كز وى كسى برى نبرد جُز باذن ما
هامش
( 1 ) - - امير - م : مثال شبح . ( 2 ) - - امير - م : بنگريد . ( 3 ) - - دوّانى : علم درو . ( 4 ) - - دوّانى : نور و علم . ( 5 ) - - امير - م : مقصد ز خلق .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 235 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى