جاى شما جهنّم و كار شما ضلال * سوزيد تا شود بشما پخته كار ما
آدم سپاس و حمد و ثنا گفت و شكر كرد * بر سجدهء ملايك و بر لعن من ابا « 1 »
آنگه ز فاضل گل او ساخت صورتى * مانند او ولى به انوثت ازو جدا
برخورد آدم با حوّا « 2 »
آدم چو ديد صورت زيباى دلفريب * در خويش يافت جانب او ميل و اشتها
گفتا كه كيستى تو چنين بهر چيستى ؟ * گفتا كه آفريده حقم « كَما تَرى »
گفت اى خداى اين چه جمالست و اين چه حسن * در روى او چو مىنگرم مىروم ز جا
گفتش خداى بندهاى از بندگان ماست * خواهى كه مونس تو بود خطبه كن ز ما
پس خطبه كرد و خطبه خدا خواند و عقد كرد * كابين قرارداد كه آموزدش هدى « 3 »
پس روى كرد جانب حوّا ز روى مهر * گفتا بيا به پيش من اى ماه دلربا
گفتا كه خير « 4 » چون شود اين ، گر تو طالبى * برخيز خود ز جاى و به نزديك ما بيا
هامش
( 1 ) - - امير - م : شكر من ابا .
( 2 ) - - عنوان از دوّانى ، در مجلس و امير - م ، عنوان نيست .
( 3 ) - - مجلس ، امير - م ، دوّانى : هدا .
( 4 ) - - دوّانى : كه خيز .