تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
گفتند كيست حامد و تسبيح بهر چيست * آمد ندا كه صدرنشينان كبريا
تسبيح مىكنند خداى مجيد را * از هر چه نيست ذات مقدس بدان سزا
توحيد مىكنند و ثنا و سپاس و حمد * وصفش به‌آنكه هست منزّه ز و صفها
چون اين ندا رسيد به گوش ملائكه * پس جملگى زبان بگشادند در ثنا
كردند اقتباس ز تسبيح خاصگان * شد مكتب ملائكه را قوم اوستا
چون نوبت وجود با بدان ما رسيد * اين كار ز آفرينش آدم شد ابتدا
پروردگار سوى ملايك خطاب كرد * خواهم يكى خليفه كنم در زمين به پا
گفتند اى عليم حكيم بُزرگوار * تسبيح مىكنيم ترا صبح و شام ما
در خلق آدم است چه حكمت كه در زمين * كارش بجز فساد نه و ريزش دما
گفتا كه اعتراض شما را نمىرسد * جُز ما خبر ندارد « 1 » ز اسرار كار ما
مشتى ز خاك سوى من آريد از زمين * تا ز آب و گل كنم جسد آدمى به پا
رفتند سوى خاك و ربودند ز آن كفى * با « 2 » گيرودار و محنت و با چند ماجرا
كردش بدست خويش چهل صبحدم خمير * تا قابل حيات شد و مسكن قوا
قالب چو شد تمام و درو نفخ روح شد * زد عطسه‌اى و گفت لك الحمد ربّنا
پس امر شد ملائكه را سجده آوريد * اين قالب خليفهء بگزيدهء مرا
فى الفور در سجود فتادند سر بسر * جُز ديو سركشى كه نمود از سجود ابا
گفتا كه او ز خاك بود من ز آتشم * چون زادهء اثير شود « 3 » ساجد ثرى
حق گفت لعن بر تو و بر تابعان تو * از اهل كبر و اهل حسد بندهء هوا
گفتا كه مهلتم بده از بهر رهزنى * تا انتقام خود كشم از خاك‌زاده‌ها
گفتا ز بندگان منت دست كوتهست * تا وعدهء جزا توئى و بندهء هوا
هامش
( 1 ) - - امير - م : خبر نداد . ( 2 ) - - دوّانى : با كبر و دار . ( 3 ) - - امير - م : اثير بود ، ضمنا به عقيده قدما كره اثير ، بمعنى آتش است و اشاره به آيه قرآن شريف است كه شيطان گفت آدم از خاك است و من از آتش و افضل از اويم و او را سجده نمىكنم .