تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
و همهء عالم از غيب و شهادت مانند يك خمخانه‌اند از شراب هستى و محبّت فطرى حق جلّ و علا و هر ذرّه از ذرات عالم بحسب قابليّت و استعدادى خاص كه دارد پيمانهء شراب محبّت اوست و پيمانهء همه ازين شراب پر است . خرابات و خراباتى خرابات عبارت است از وحدت صرف « 1 » و اطلاق بحت « 2 » كه از رسوم تعيّنات او را آنجا نه عين باشد و نه اثر خواه افعالى باشد يا صفاتى ، يا ذاتى و خراباتى اشارت است به سالك عاشق لاابالى كه از قيد رؤيت تمايز افعال و صفات واجب و ممكن خلاصى يافته افعال و صفات جميع اشياء را محو افعال و صفات الهى داند و هيچ فعلى و صفتى به خود و ديگرى منسوب ندارد .
خراباتى شدن از خود رهائى است * خودى كفر است اگر خود پارسائى است
نشانى داده‌اند اندر خرابات * كه التوحيد اسقاط الاضافات
خرابات از جهان بىمثالى است * مقام عاشقان لاابالى است
خرابات آشيان مرغ جانست * خرابات آشيان لا مكان است
خراباتى خراب اندر خراب است * كه در صحراى او عالم سراب است
شرابى خورده هر يك بىلب و كام * فراغت يافته از ننگ و از نام
حديث ماجراى شطح و طامات * خيال خلوت و نور كرامات
عصا ور كوه و تسبيح و مسواك * گرو كرده به دردى جمله را پاك
گهى از روسياهى رو به ديوار * گهى از سرخ‌روئى بر سر دار
گرفته دامن رندان خمّار * ز شيخى و مريدى گشته بيزار « 3 »
و پير خرابات عبارت است از مرشد كامل كه مريد را به ترك رسوم و عادات وامىدارد و راه فقر و فنا مىسپارد « 4 » .
هامش
( 1 ) - صرف با اول مكسور و دوم و سوم ساكن بمعنى صاف و خالص ( 2 ) - بحت با اول مفتوح و دوم و سوم ساكن بمعنى خالص . ( 3 ) - هر 10 بيت منتخب از گلشن راز شبسترى و از رسالهء مشواق فيض نياى اين بنده است . ( 4 ) - در تمام آثار عرفانى اعم از نظم و نثر پير و يا پير خرابات بمعنى مرشد كامل و به‌منزلهء قطب مىباشد .