اعاذنا اللّه و اخواننا من شرّهم و ضرّهم « و از آنچه گفتيم توان دانست كه اشعار اين كتاب از قبيل شعرى نيست كه در شرع آن را مذمّت نموده و باطل شمردهاند و از خواندن آن در امكنه متبركه و ازمنهء شريفه منع فرمودهاند بلكه از قبيل شعريست كه آن را ستودهاند و از جملهء اقسام ستّهايست كه قبل از اين اشارت بدانها شده كه هر يك به ثناى حق جلّت عظمته منتهى مىشود چنان كه مبيّن گرديد و ما هر يك از الفاظ مجازيهء متداولهء اهل معرفت را كه به منزلهء اصول است نسبت به ديگرها با بعضى از متعلقان آن بيان كنيم كه اشاره به كدام معناست از معانى حقيقت تا كسى را كه آشنا به اصطلاح قوم نباشد فىالجمله آشنائى به معانى ابيات اين كتاب ازين راه حاصل گردد و من اللّه الاستعانة ما بقى در آخر كتاب مشواق ثبت مىشود انشاءالله « 1 » » و الحمد للّه وحده و الصلاة و السلام على محمد و اهل بيته الطّاهرين و على ساير عباد اللّه الّذين اصطفاهم لقربة ولايته و لودّه و محبّته و شوقهم الى لقائه و ارضاهم بقضائه و هيّم قلوبهم لارادته و اجتباهم لمشاهدته الّذين ذاقوا حلاوة محبّته فلا يرومون منه بدلا و آن سو بقربة فلا يبتغون عنه حولا و الحمد للّه تمام شد ديباچه گلزار قدس .
« ختام ديباچه از نسخهء عصر مؤلف در معنى بعض اصطلاحات قوم « 2 » »
امّا هر يك از الفاظ متداولهء اهل معرفت را كه به منزلهء اصول است نسبت به ديگرها بيان كنيم كه اشارت به كدام معناست از معانى حقيقت تا كسى را كه آشنا به اصطلاح قوم نباشد فىالجمله آشنائى به معانى ابيات اين كتاب ازين راه حاصل گردد و من اللّه الاستعانة .
رخ و زلف : رخ عبارت است از تجلّى جمال الهى به صفت لطف مانند لطيف و
هامش
( 1 ) - جمله داخل گيومه « از و آنچه تا انشاءالله » از « عق » محذوف و از « عب » و نسخه زمان مؤلف اضافه شد .
( 2 ) - اين قسمت گرفته شده از رسالهء مشواق مولانا فيض مؤلف ديوان است به تصحيح نگارنده كه در ديوان مطبوع شمس با ديباچهء گلزار قدس مخلوط شده است .