تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
قال الشعر آدم عليه السلام : يعنى مرثية لهابيل عليه السلام بالوزن و القافيه و جناب مقدس ائمّهء معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين كلام موزون مقفّى در مناجات و حكم و مواعظ و مراثى و غير آن مكرّر مىخوانده و مىگفته‌اند چنان كه در كتب معتبره مذكور است و ديوان حضرت امير المؤمنين صلوات اللّه عليه مشهور است . و دوّم قولى است كه مشتمل باشد « 1 » بر تخيّلات كاذبهء فريبنده و تمويهات مزخرفة زيبنده كه اصلى و حقيقى نداشته باشد خواه موزون و مقفى باشد و خواه نه و قريش را نظر بر اين « 2 » معنى بوده كه قرآن مجيد را شعر مىگفته‌اند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را شاعر ، هما عن ذلك ، تا اينكه حق تعالى « 3 » اين آيت فرستاد :
وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ
« 4 » . و ناظر به اين معنى است آنچه در مذمّت شعر و نهى از شعر خواندن آن در مساجد و در ايام متبركه و مطلق ليالى وارد شده و شعرى را كه باطل ناميده‌اند ، اين است
هامش
اشعارى سروده ولى بيشتر اشعار وى در مديح و مراثى اهل بيت پيمبر « ص » بوده است ابن قتيبه در عيون الاخبار و يعقوبى در تاريخ خود و ابن رشيق در عمدة ازين شاعر سخن رانده‌اند علامهء امينى رحمه اللّه گويد گمان مىكنم بيشتر آن مورخان در شرح كامل اين شاعر شيعى سكوت كرده‌اند بعد از قول ابن قتيبه نقل كرده‌اند كه چون منصور شام را فتح و مروان اموى را بكشت به ابى عون و ياران خراسانى او گفت براى كشتن بقيه آل مروان تدبير كنيد و روزى را معين كرد و آل مروان را در آن روز به ميهمانى خود طلبيد تا آنان را بخشش كند همه آل مروان در ميهمانى حاضر شدند و چون همه حاضر شدند از طرف منصور منادى اعلام كرد كجاست حمزة تا داخل شود ، كجاست حسن بن على ، كجاست زيد بن على بن الحسين ، كجاست يحيى بن زيد ، آل مروان هلاكت خود را حتمى دانستند و خراسانيان مسلح ايستاده بودند آنگاه منصور گفت كجاست عبدى شاعر عبدى برخاست و شعر خواند آنگاه منصور به خراسانيان بپارسى گفت دهيد آنگاه خراسانيان بجان آنان افتاده و همه را بقتل رسانيدند . ( 1 ) - عب : مشتمل بر تخيّلات . . ( 2 ) - عق : بدين معنى ( 3 ) - عب : حق سبحانه ( 4 ) - سورهء يس آيه 69 .