چنان ز آئينهء دل شستهام گرد كدورت را * كه بر محشر نمىخواهم غبارآلود تن گردم « 1 »
هامش
( 1 ) - حكيم ركن الدين مسعود بن نظام الدين على بن ركن الدين مسعود حسينى شيرازى از معاريف حكماء و فلاسفه و اطبّا و شاعران كاشان بوده است كه شرح احوال او را در تذكرهاى نصرآبادى ، خلاصة الاشعار تقى الدين محمد حسينى كاشانى و رجال ريحانة الادب مىتوان دريافت : « نصرآبادى گويد : مرشد و راهنماى عارفان و مقتدا و پيشواى عاشقان ، اشعارش قريب به صد هزار بيت است ، در منزل صائبا ده ديوان از او ملاحظه شد بسيار خليل و مهربان بود در شعر مسيح و مسيحا و مسيحى تخلّص مىكرد در علم طب خيلى وقوف داشت مسموع شد كه از شاه عباس ماضى نسبت به او كمتوجّهى و كمشفقتى ظاهر شده اين بيت را گفته روانه هندوستان شد :گر فلك يك صبحدم با من گران دارد سرش * شام بيرون مىروم چون آفتاب از كشورشدر آن ولايت اعتبار بهم رسانيده بعد از مدتى بكاشان مراجعت و در زمان شاه صفى باصفهان آمده وضيع و شريف شاديها نمودند » . حكيم ركنا علاوه بر علوم و فنون مذكور از خوشنويسان بنام روزگار خويش بوده كه در توصيف خوشنويسى و تبحّر در فنون خويش ابيات ذيل را سروده :چو بقراطم اندر طبابت نخست * فصولش به تصديق من شد درستگر از شعر پرسى سنائى فنم * غلط گفتم آخر سنائى منمور از خط بپرسى خفىّ و جلى * نويسم كه العبد سلطان علىدر خوشنويسان بيان منقول از غلامعلى آزاد تا سال 1043 در دربار جهانگير و شاه جهان ملازم و پزشك مخصوص بود و در آن تاريخ رخصت يافت و به زيارت حرمين شريفتين رفت و در مراجعت به زيارت مشهد مشرف شد و از آنجا بكاشان باز آمد و به اشاره شاه صفى باصفهان رفت و چون التفاتى نديد از آنجا بشيراز و از شيراز بكاشان رفت از آثار خوشنويسى موجود او گلستان سعدى كامل به خط نستعليق مذهب مورخ 1035 ه ق مضبوط در كتابخانه سلطنتى سابق كه در ختام آن عبارت ذيل بقلم كاتب ديده مىشود : بتاريخ روز دوشنبه پنجم شهر رمضان المبارك از سال هزار و سى و پنج هجرت در قصبه فرحبخش مالده صورت اختتام پذيرفت به دستيارى قلم شكسته رقم عاصى كثير المعاصى