تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠

در بيان شوق و اشتياق به خدمت آن وحيد آفاق « 1 »

ز فيض حُسن خلقت شهرهء هر انجمن گردم * به ياد سرو قدّت گرد هر سرو و سمن گردم
از آن روزى كه از فيض تو كردم بهره‌اى حاصل * ترا در دل تصوّر كرده گرد خويشتن گردم
ز حسن اختلاطت صد چمن گل مىتوان چيدن * نيم بلبل كه بهر گل بصحن هر چمن گردم
نسيم نوبهار بزم تو دل را كند روشن * درين عالم چرا هم‌صحبت هر مرد و زن گردم
ز تاب دوريت خون دلم چون نافه مىبندم « 2 » * عجب نبود ز هجرانت گر آهوى ختن گردم
دل بىطاقتم ديگر ندارد تاب مهجورى * ببوى يوسفى تا كى رهين پيرهن گردم
هواى آن لب ميگون ز سر بيرون نخواهد شد * اگر از شدت پيرى چو شاخ نسترن گردم
حباب روى آبم بىتو از هستى نيم آگه * به جستجوى تو سرگشته در بحر عدن گردم
مرا شيدا نمودى هم چو بلبل از فراق اى گل * بيا در ديده‌ام جا كن كه فارغ از محن گردم
دلم را كرده نازك‌تر ز برگ گل ، فراموشى * اگر يادم كنى در بزم ، شمع انجمن گردم
هامش
( 1 ) - در مجموعهء در دنبالهء غزل عنوان بدون ذكر نام نويسنده آمده و چون غزل همان نوّاب ظفر است مشخّص مىشود كه غزل مرقوم و عنوان از ظفر بوده كه غزل فيض را پاسخ گفته و بعنوان برائت استهلال در مطلع غزل نام فيض را آورده است ضمنا تخلص ظفر را نيز دارد . ( 2 ) - متن همچنين - ظاهرا « مىبندد » درست باشد .