تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
چنان جوياى فيض « 1 » شور عشقم از در دلها * كه شب پروانهء شمع خيال مرد و زن گردم
به دل گردد خيال چشم مست او و پندارم * كه شبها تا سحرگه با غزالان ختن گردم
ره كويش نشان نقش پا را ، بر نمىتابد * به او ره مىتوانم بُرد اگر بىخويشتن گردم
گهى در كعبهء قربش سر ره بر ملك بندم * گهى در دير حرمان خاك پاى برهمن گردم
ز روى راز دل ترسم كه جرئت پرده بردارد * كز آن لبهاى ميگون مست صهباى سخن گردم
ز خود بيگانه گشتم آن چنان در الفت دردش * كه نشناسد مرا گر در ميان انجمن گردم
تو در دلها چو جان از خود نهان گردى و از شوقت * گلستان در گلستان انجمن در انجمن گردم
بهر آئينه‌اى در جلوه حسن صورت و معنى * چرا چون چشم احول در نگاه شكّ و ظن گردم
تجلّى كرده در هر ذرّه‌اى خورشيد رخسارش * چرا محو نگاه ياسمين و نسترن ، گردم
سرود عشق ، ركنا از من آهنگ دگر دارد * نه همچون صوت بلبل در نواهاى كهن گردم
هامش
( 1 ) - حكيم ركنا در اين بيت حدّ اعلاى ارادت خود را به ساحت فيض صراحتا ابراز داشته زيرا او در كاشان از شاگردان ملا محمّد مؤمن بن شاه مرتضى برادر فيض و حكيم نور الدين محمد بن ضياء العرفاى رازى بوده و فرزندان وى بنام عقيل الدين حسينى و خليل اللّه و محمد حسين بن ركن الدين مسعود همه از محضر فيض و فرزندش علم الهدى محمد و برادر فيض حاج شيخ عبد الغفور استفاده مىكرده‌اند .