تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بنمودند جمالى ز پس پرده غيب * در كمالش به تحيّر نگرانم كردند
شد نمودار فروغى كه من از حسرت آن * آب گرديده و از ديده روانم كردند
در زمين طربم ياد اقامت دادند * تا از آن شورش عشاق جهانم كردند
گوش جان را ز ره غيب سروشى آمد * سوى آرامگه قدس روانم كردند
بادهء صافى توحيد به كامم دادند * از خودى رستم و بىنام و نشانم كردند
تازه شد روح به يك جُرعه از آن مى كه چشيد * وقت پيران جهان خوش كه جوانم كردند
گفته بودم كه شوم سرد ز ارباب جنون * عقل و هوشم بگرفتند و چنانم كردند
داغها بر دلم افروخته شد ز آتش عشق * عاقبت چشم و چراغ دو جهانم كردند
نظر همتم آنجا كه توانست رسيد * به نظر پرورشم داده همانم كردند
كام دل يافتم از همّت عالى صد شكر * كآنچه مقصود دلم بود چنانم كردند
فيضها يافتم از عالم بالا آن شب * در ثنا تا به ابد فاتحه‌خوانم كردند
نيست در دستم از آن فيض كنون جُز نامى * همگنان ليك بدين نام و نشانم كردند
فيض را گفت كسى دعوى بىمعنى چند * گفت خاموش سر مدّعيانم كردند