تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
در ميان گفت عزيزى كه « ظفر » باش خموش * گنگ گشتم چو سر مدّعيانم كردند

« مكتوبى كه علّامى فهّامى آخوندى مولانا محمد محسنا به نواب مستطاب خانى قلمى نموده‌اند »

به سلامت و عافيت و به انجاح مهمّات مباركهء مفوضه موفق و مهتدى باشند مكتوب با بركات آن محبوب قديم ، يگانه آشناى مستقيم ، از بيگانگى بيگانه با غزل توكّل بر گلهء تغافل كه بوى گل از آن به مشام اهل دل مىرسيد ، رسيد ، تا خير مكتوب از اين جانب حاشا كه از روى نسيان و تغافل باشد بلكه منشأ آن اتّحاد و يگانگى و اعتماد بر رسوخ آشنائى منزّه از وسمت « متن : وصمت » بيگانگى تواند بود ، چرا كه مودّت ذات البين نه از آن موصوله است كه به تتّبع تغافل مفصول تواند شد يا به « بيخ » عناكب نسيان مندرس تواند گرديد ، از آن ملول نبايد شد به حمد اللّه تعالى كه احوال دنيويه مستقيم است و دين به سلامت ، ثانيا اينكه غزلى كه فرستاده بودند چون باعث شكفتگى و سرور شد به خاطر رسيد كه اينجانب نيز ، غزلى كه تازگى داشته باشد فرستاده شود شايد كه ياران آنجا را شكفته كند بلكه باعث بر الفت و جمعيت شود و بدين‌وسيله قائل آن را ياد كنند .

مثنوى

بهم چون نشينند ياران ما * بخوانند حرف پريشان ما
چو فيضى برند از سخنهاى فيض * بگويند يا رب ببخشاى فيض ؟
كه ما را به تو آشنا مىكند * سخنها دُر اندر ادا مىكند
اگر چه نكردست كارى ز خير * ولى مانده زو يادگارى ز خير
اين دو سه بيت از هزار و يك بيت مثنوى است كه در اين وقت‌ها گفته شد مسمى به شراب طهور « ظهور » شايد وقتى به نظر ياران آنجا برسد و السلام على من اتّبع الهدى « 1 » .
هامش
( 1 ) - شراب طهور يكى از مثنويهاى ديگر فيض علاوه بر مثنوى آب زلال است .