تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨

« نامهء علّامى فهّامى مولانا محمد محسنا به نواب صاحبىام » « 1 »

رسيد از ظفر نامه‌اى معتبر * ز روى ادب كردم او را نظر
دُرى چند بود از مناجات ما * على ولى ناظم آن درر
ظفر گوهر فقر را ترجمه * . . . . . . . . .
تضرّع نموده به درگاه حق * به تقريب فهميدن آن دُرر
ظفر يافت توفيق آن ترجمه * خدا بدهدش بر شياطين ظفر

« مكتوبى كه فيض دام ظلّه به آخوند فيّاض دامت بركاته نوشته‌اند »

رزقكم اللّه التّخلّى من الصفات النّاسوتية و التّحلّى بالنّعوت اللّاهوتيّة و كحل اللّه بنور اليقين بصيرتكم و نقى عمّا سواه سريرتكم ، مسموع شد كه مدتى در بيمارى و آزار گذشته : فزال عنك الى اعدائك الالم ، جعلها اللّه كفّارة الخطايا . هيچ دردى به تو اى مايهء درمان مرساد ، و ما اخصّك فى برأ بتهنية اذا سلمت فكلّ الناس قد سلموا ، و باز مسموع شد كه مكرّر به ارسال مكتوب نوازش فرمودند ، هيچ يك از آنها نرسيد ، دل تشنهء آن مىباشد .
اسقنى من فيك من عين الحيات * شربة أحيا بها عمر الابد
درين وقت قصيده‌هايى رو داده اگر دماغ شنيدن آن داشته باشيد بفرستد و غزل چند نيز سانح شده يكى از آنها را كه فىالجمله مناسبتى به تخاطب داشت ظهر مكتوب مىنويسد اگر دماغ وفا كند و اگر نكند خواهند شنيد . ياران آن جانب را واحدا بعد واحد
هامش
( 1 ) - اين عنوان مكتوب در مجموعهء سپه‌سالار ظاهرا از قلم محمد صفى كتابدار كتابخانهء شاه صفى صفوى است و منظور از جمله « صاحبىام » همان نواب ظفر مرقوم است كه فيض كاشانى بواسطهء ترجمه وى از كلمات و يا احتمالا مناجات منسوب به مولا امير المؤمنين « لك الحمد يا ذا المجد و الجود و العلى » او را ستوده است .