تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
صحتى از او آيد به نظر نمىآيد كه درين هنگام سلطان عقل حى « 1 » بر او زده كه اين چه بىتميزيست ، حاشا كه در خانهء ابداع به غير از حق و خير راه يابد ، باطل آنست كه هنوز در خواب عدم است ، هر چه از پردهء غيب خلعت وجود مىپوشد خير محض ما غالب است چه : جان‌بخش جهان را آنچه خير و شر او برابر باشد تشريف وجود نمىبخشد ، شرّ محض و غالب را چگونه لباس فاخر هستى پوشاند ، درين حالت با آنكه به حسب صورت نقطه‌وار پا در دامن كشيده بودم ، امّا به حسب معنى پرگار صفت درين دايره سرگردان بودم و با خود مىگفتم كه ، كيمياگر را چاره نيست از آنكه مسى چند بدست آورد كه مادهء صناعت او شود بعد از آن اكسير به روى زند تا آن مس زر شود و به آن غنى گردد و حالا مواد علوم رسميّه كه به مثابهء مس است بدست آمده بايد روح علم در او دميدن و آن موادّ ميته را زنده ساختن ، اگر چه روح در قبضهء قدرت الهى است كه
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي »
« 2 » يلقى « 3 » الرّوح من امره على من يشاء من عباده ، پس وهبى باشد نه كسبى ، امّا متعرّض آن بايد شد كه : « انّ لربّكم فى بقية ايّام دهركم نفحات الّا فتعرضوا لها » و مهبّ آن نفحات ، قلوب اهل اللّه است به اقدام اخلاص متوجهء كعبهء قلوب صديقان بايد گشت كه : عاقبت جوينده يابنده بود درين گفتگو بودم كه ناگاه شب ظلمتم سرآمد و صبح سعادتم طلوع نمود و خزانم به بهار مبدّل گشت و خضرى درين باديهء حيرانى دچار شد كه جميع مشكلاتم حل شد ، يعنى به صحبت كثير المواهب شاه‌باز بلندپرواز اوج عزّت لاهوتى و يگانه گوهر بحر فطرت ناسوتى ، آنكه به قدم سعى اسفار اربعه را طى نموده و به بال همّت اطوار سبعه را درنورديده ، مقتداى خداشناسان حق بين ، پيشرو كاشفان اهل يقين ، « 4 » قدوهء ايزدپرستان حقيقت‌گزين ، زبدهء رموزدانان دقايق
هامش
( 1 ) - عينا مانند نوشته كاتب ولى ظاهرا « هى و هيهاى » بمعنى فرياد كردن با « هاى هوّز » است . ( 2 ) - اشاره به آيه كريمه قرآن و كاتب اين را شاهد بر آن آورده كه عقل و درايت از آثار روح و روح بخشش آفريدگاريست نه كسبى ولى در آيهء دنبالهء آن اشاره به نفحات ديگر روح در اين نشئه شده . ( 3 ) - سورهء مؤمن يا غافر آيه 15 به شرح فهرست . ( 4 ) - اشاره به استاد و مراد خود فيض نموده است .