رو در خدا و پشت به دنيا نمودهاند * مردان حق بوند سراسر رجال فيض
منشور دولت دو جهانى است سايهاش * محدود باد تا به قيامت ظلال فيض
صائب « 1 » چو مخلصان بدعا اختصار كن * چون فكر قاصر است ز وصف كمال فيض
در زير چرخ تا اثر سال و ماه هست * يا رب به خرّمى گذرد ماه و سال فيض
وصف فيض از زبان شاگردان و مريدان شاعر او
از صفائى : « 2 » هيچ كس نشناخت جُز اللّه اكبر فيض را
كى شود آئينهء هر ذات مظهر فيض را * وسعت امكان نگيرد تنگ در بر فيض را
لوح امكان تنگ ميدان گشت بر امثال او * كرد تا صورتگر قدرت ، مصوّر ، فيض را
هستى از آغاز تا انجام يك آغوش شد * تنگ تا بگرفت در بر پاى تا سر فيض را
اى بسا حكمت كه داناى ازل در كار برد * ساخت تا بر خلق عالم فيضگستر فيض را
وى بسا صورت كه نقاش قضا در كار كرد * بست تا بر لوح هستى نقش پيكر فيض را
هامش
( 1 ) - صائب از دوستان فيض بوده و در اين مصراع از كتاب حديث وافى فيض نام برده است .
( 2 ) - وى از شاگردان فاضل فيض بوده و در محضر او فلسفه و كلام مىخوانده چون از دو كتاب علم اليقين و عين اليقين وى نام برده است .