ازل بالتكوين و التصوير و التخليق و الإرادة « 1 » و الكرم و الغفران و الشكر ، و به آن كه هستكننده است و آفريننده و اينها صفت فعلند .
و جدا نكنند ميان صفتى كه مر خداى عز و جلّ [ را ] آن صفت فعل است چون : خالق و رازق و غفور و رحيم و آن چه بدين ماند و ميان صفتى كه آن را نگويند كه فعل است چون : حى و عالم و قادر و آن چه بدين ماند مانند عظمت و جلال و علم و قدرت اينها صفت ذاتند ، ميان صفتى و صفتى فرق نكنند و بر خداى عز و جلّ كه قديم است صفت محدث روا ندارند . و چون ثابت گشت كه حق جل جلاله سميع است و بصير است و قادر است ، اين صفت ذاتند هر سه صفت . و خالق و بارى و مصور كه صفات فعلند كه اين مر او را ستايش است . پس درست شد كه ورا به صفات فعل موصوف كردن ، مدح است همچنانكه به صفات ذات وصف كردن مدح است . چون درست شد كه اين صفات ورا مدح است اگر مستوجب اين صفات به آفريدن خلق گشتى محتاج بوده بودى و احتياج نشان حدث بود نه نشان قدم « 2 » . و دليل ديگر آن است كه اين تغير واجب كند و زوال از حال به حال ، چون نامى نبود و باز بيابد يا بود و برخيزد اندر مسمى تغيرى بايد و بر خداى عز و جلّ تغير روا نيست و چون خالق نبود باز خالق گردد و مريد نبود باز مريد گردد ، گشتن از حالى به حالى جز اين چه باشد ؛ و اين آن است كه از وى بيزارى ستد خليل خداى ابراهيم عليه السلام و گفت :
« لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ »
« 3 »
و آفريدن و هست كردن صفاتند مر خداى را عز و جلّ كه وى
هامش
( 1 ) - متن خلاصه : ارادات و تصحيح با توجه به معنى و ص 38 التعرف و ص 154 شرح تعرف به عمل آمده است .
( 2 ) - در خلاصه يعنى نسخهء حاضر قديم است و در شرح تعرف ص 154 قدم و خطا بىگمان از كاتب خلاصه است .
( 3 ) - سورهء 6 انعام آيهء 76 .