تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
بيش از آن كه اندر كتاب خوانيم يا به خبر روايت كنيم . و ايمان آوردن بدين واجب است و كاويدن از اين واجب نيست و اين طريق سلامت است ؛ از بهر آن كه شرط درستى ايمان نه آن است كه هر بنده‌اى كه به وى ايمان آرد بداند ، و ليكن چون گرويد به جملهء آن چه حق است و بيزار گشت از جملهء آن چه باطل است ، بدين مقدار ايمان بنده درست گردد . چون گفتيم كه : آمنا بما قال اللّه على ما اراد اللّه و آمنا بما قال رسول اللّه على ما اراد رسول اللّه ايمان ما درست شد ، سپس ازين بر ما واجب نيست تا همه را معنى بدانيم ، از بهر آن كه اگر معنى باز جوييم باشد كه تأويلى ياد كنيم و اعتقاد [ ى ] كنيم كه خداوند عز و جلّ غير آن خواسته است و ايمان را تباه كنيم . ايمان درست به تقليد نهند چه علمى طلب كردن كه ايمان زوال آيد يا خطر زوال ايمان باشد نشايد . و محمد بن موسى گفت : چنان كه ذات وى معلول نيست ، صفات وى معلول نيست و به ظاهر كردن صمديت نوميد كرده است مر خلق را از آن كه مطلع شوند بر چيزى از حقايق صفات وى يا از لطائف ذات وى . يعنى چون خداى تعالى صفت خويش ياد كرد به احديت هم چنان ياد كرد به صمديت . فرمود كه :
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
، باز نگفت و لكن تكرار كرد اسم اللّه را و گفت :
اللَّهُ الصَّمَدُ
؛ به احديت خود را گفت و به صمديت ، ديگر بار خود را اللّه گفت تا به وهم خلق نيفتد كه معنى صمديت احديت است و ليكن بدانند كه صمديت را معنى است چنان كه احديت را معنى است . به اثبات احديت نفى شريك نهاد و نفى ولد و زوج و ضد و شبه و مثل و آن چه بدين ماند . و باز معنى صمد نزديك بيشتر اهل تفسير و تأويل آن است كه كس را به وى راه نباشد ، جز اثبات هستى راه ديگر نيابند ، مقر آيند هستى ذات و صفات ورا و جز اين بيش چيزى ديگر ندانند . چونى كه نباشد چگونه دانند ؟
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 70 | مجهول / احمد على رجايى