تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
نزهت يافته است ، مر ايشان را به سماع هيچ حاجت نباشد چنان كه قوطهء موصلى را رحمة اللّه عليه گفتند « 1 » اينجا قوالى خوش‌آواز آمده است اگر اجازت دهى بخوانيم تا ترا سماع كند ؟ گفت : من بزرگ‌تر از آنم كه شخصى مرا از وى منقطع گرداند . و به روايتى « يستعطفنى » است من از آن بزرگ‌ترم كه قوال اندر من راه يابد يا كسى در من راه يابد از آن كه من يك لخت گشته‌ام . فارس روايت مىكند كه قوطه ملازم ساريه بود در جامع بغداد چهل سال ، يعنى سماع مر آن كسى را باشد و بايد كه از سر وى بعضى فارغ مانده باشد از حق تعالى تا سماع اندر وى راه يابد ، سر مرا به كليت حق تعالى چنان گرفته است كه غير حق تعالى را اندر من راه نمانده است ، پس سماع كجا به كار آيد . باز همچنين گويد كه سماع چون به گوش اندر افتد پنهانىهاى « 2 » سر را بجنباند و برانگيزد يكى به جنبش آيد از عجز صفت خويش كه طاقت كشيدن حمل وارد ندارد ، و يكى متمكن باشد به قوت حال ، آن بارها را بكشد . يعنى هر كه را اندر سر حالى نيست با حق تعالى كه بر آن حال سماع كند ، سماع كردن بر وى حرام است كه چون حال باطن نباشد ، سماع نفسانى و معلول باشد و مستمعى كه به نفس و علت سماع كند ، اگر از نفس و علت خويش خبر دارد ، فاسقى تمام باشد و اگر از نفس و علت خويش خبر ندارد ، و آن سماع را به مشاهدت بردارد زنديقى تمام باشد از آن كه هر كس كه وساوس الهام
هامش
( 1 ) - ايضا در التعرف و شرح تعرف ضمن عبارت عربى مطلب از قول فارس نقل شده است : سمعت فارسا يقول كنت عند قوطه ( 2 ) - خلاصه : پنهانىهاى شود و چون با يك نقطه است مىتوان آن را به نهانىهاى شود هم خواند و پيداست كه سر در ميان محذوف است تصحيح با توجه به معنى و ص 200 ج 4 شرح تعرف به عمل آمده است .