تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
كشيدن بلا نبودى و كدام بلا باشد بيش از اين كه سرى ضعيف مر او را بلاى شاهد حق تعالى مىبايد كشيدن و نداند كه خاتمت كار فراق خواهد بودن يا وصال . چون اندر اين بلا به غايت رسد او را سماع شفا گردد تا نفسى بزند و و آن نفس زدن او را راحت باشد . و سيم : حاضر كردن سر است مر خداوندان اشغال را . يعنى تا سر و همت عارف مجموع است به حق تعالى ، مر ايشان را سماع پديد نيايد . چون همت ايشان به اشغال « 1 » پراكنده گردد و سر ايشان هر جايى نظر سازد از آن پراكندگى بترسند ، حيلت كنند و سماع سازند باز آمدن همت و سر را به سر وقت خويش . باز گفت : و اين سه گروه كه ياد كرديم مر سماع را كه اختيار كردند بر ديگر چيزها ، از بهر آن كردند كه نفس از وى دور تر است و طبع از وى راحت يابد و نفس به وى اندر نياويزد و با وى نيارامد از بهر آن كه سماع از هوا آيد و باز هوا رود « 2 » . يعنى اين سه گروه كه سماع اختيار كردند : يكى مجتهدان و مريدان از بهر آسودن از رنج وقت ، و خداوندان احوال از بهر تنفس سر ، و خداوندان اسرار از بهر حاضر كردن سر از پراكندگى اشغال مر سماع را به وقت ضرورت اختيار كردند . چون بلاى ايشان به غايت مىرسيد كه خطر هلاك بود ، ضرورت وقت را اين سماع پيش آوردندى چنان كه كسى از گرسنگى
هامش
( 1 ) - خلاصه : اشتغال و تصحيح با توجه به عبارت عربى التعرف ص 160 : و استحضار الاسرار لذوى الاشغال و شرح تعرف ج 4 ص 199 به عمل آمده است . ( 2 ) - در التعرف ص 160 عبارت متفاوت است و با ترجمه سازوار نيست چه مىنويسد : فانه من القضاء يبدو و الى القضاء يعود اما عبارت عربى منقول در شرح تعرف ج 4 ص 199 كه ظاهرا صحيح و ترجمهء موجود در شرح تعرف بر اساس آن است بدين گونه است : فانه من الفضاء يبدو و اليه يعود
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 542 | مجهول / احمد على رجايى