ايمان آوردند و بگرويدند . باز چون سماع ذكر پديد آمد مر سرها را الفت و لذت آن سماع اول ياد آمد ، به جنبش افتادند .
باز ابى القاسم بغدادى گفت رحمة اللّه عليه كه : سماع بر دو گونه است :
گروهى سماع سخن كنند و از سخن غير سخن بيرون آورند و اين گروه سماع نكنند مگر به تمييز و حاضر گشتن دل . يعنى گروهى مستمعان كه دل با ايشان باشد و سخن را تمييز بدانند كردن و از سر تمييز و حضور دل سماع كنند و از سخن معنى سخن بردارند ، چون آن معنى موافق وقت ايشان آيد بر آن سر وقت سماع كنند .
باز گفت : گروهى ديگراند كه نغمت شنوند و از سخن خبر ندارند و آن نغمت قوت و غذاى جان است . چون جان قوت خويش بيابد ، بر مقام خويش اشراف گيرد و مشغول آن مقام گردد از تدبير جسم روى بگرداند ، جنبش و حركت پديد آيد . يعنى گروهى گفتهاند كه حق تعالى چون جانها بيافريد پيش از اجسام در عليين بيافريد و چنان كه ملايكه تسبيح مىكردند اين جانها به آن سماع تسبيح الفت گرفتند و لذت يافتند و مقام جانها مختلف بود ، چنان كه در اول ياد كرده شد . اكنون چون اينجا سماع پديد آيد ( و ) آن نغمت قوت كند شوق وطن آن مقام بر جان پديد آيد ، مشغول طلب آن مقام خويش گردد ، از نفس و جسم غافل گردد و روى بگرداند ، نفس به حركات آيد آن اضطراب نفس از آن است كه جان از وى اعراض كرده است .
باز ابو عبد اللّه النباجى گفت رحمة اللّه عليه كه : سماع آن است كه فكرت را بجنباند يا چشم را بگرياند ، باقى غير اين هر دو همه فتنه است .
و شيخ جنيد گفت رحمة اللّه عليه كه : رحمت حق تعالى در سه وقت بر درويش فرود آيد : يكى وقت طعام خوردن كه نخورد الا به وقت حاجت و ضرورت .
و ديگر آنگاه سخن گويد ، كه سخن نگويد مگر به ضرورت . و سديگر اندر
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 546
مساهمون: مجهول
ص٥٤٦