تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
وقت سماع ، از آن كه سماع نكند مگر از وجد . يعنى كه فقر شرط كرد استحقاق نزول رحمت را و صفت فقر اندر پيش ياد كرديم . هر كسى كه خود را به غير حق تعالى اندر هر دو كون تعلقى داند يا دارد فقير نيست . فقير حقيقى آن است كه او را جز به حق تعالى تعلق نيست و جز با حق تعالى آرام نيست و جز حق تعالى او را هيچ چيز و هيچ كس به كار نيست . تا آن فقير باشد كه فقر وى غناء باشد و مر فقير را غذا آنگاه بايد كه خوف آن باشد كه از خدمت حق تعالى و حقوق وى عاجز خواهد آمدن . طعام كه خورد قوت خدمت را خورد نه حظ شهوت نفس را . هر خوردنى كه بدين صفت باشد عبادت باشد . و از آن سخن گفتن چون فقير را صفت اين باشد كه ما ياد كرديم او را اندر هر دو كون نظر جز به حق تعالى نباشد و شنيدن و گفتن او جز با حق تعالى نباشد و آن كلامى كه صفتش اين بود عين توحيد بود . و فقير پيوسته اندر حرقت محبت باشد و اندر لهب شوق باشد و اگر حرقت محبت وى بر كون افكنى ، كون را بسوزد و اگر زبانهء شوق وى اندر عالم ظاهر گردد عالم را به فرياد آرد . اين چنين كس را سماع به اختيار نباشد و ليكن چون غلبات شوق وى خواهد كه او را هلاك كند ، حق تعالى چيزى به سمع وى اندر افكند كه او را بدان سماع راحتى افتد و اين خود ظاهر است كه هر كسى كه او را مصيبتى يا غمى يا دردى اندر سر پديد آيد ، چون چيزى سماع كند ، زمانى اندر وقت سماع اضطراب نكند و نفس زند تا مر او را راحت باشد . پس اندر اين سخن شيخ جنيد قدس اللّه سره دو فايده است : يكى وجود وجد ، صحت سماع را . كه بىوجد سماع حرام است . و ديگر بىاختيارى اندر وقت سماع ، كه بناى مذهب اين طايفه بر دو چيز است : بر محبت است و بر معرفت نه محبان را اختيار باشد و نه عارفان را .