تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
بر پاى كند و تا به قيامت همچنان بدارد . اگر بعد از مرگ من حال من بدين وصف ببينيد بدانيد كه دعاى من مستجاب گشته است بر من نماز بكنيد و اگر خلاف اين باشد بدانيد كه حال من مخاطره بوده است . و گروهى گفتند آن به دعا و سؤال نبود و ليكن چون بنده حال خويش اندر زندگانى بر چيزى گذارد ، آن حال از پس مرگ بر وى ظاهر گردد . چنان كه روايت كرده‌اند كه ذو النون مصرى رحمة اللّه عليه اهل مصر او را بيرون كرده بودند از شهر و گفتند او زنديق است و با وى صحبت نكردندى . چون وفات يافت مناديى شنيدند اندر مصر چنان كه آواز آن منادى به همه روزن‌ها فرود آمدى . صلوا على السيد « 1 » الصالح ذو النون فانه قد مات . و چون جنازهء وى برداشتند و آفتاب گرم بود مرغان بيامدند و بالاى جنازه پرها بگستريدند و مر او را سايه كردند تا به سر گور وى و در راه مؤذنى بانگ نماز مىگفت چون به اشهد ان لا إله الا اللّه رسيد ، ذو النون همچنان انگشت شهادت برپاىكرد و گفت : اشهد ان لا إله الا اللّه مردم پنداشتند كه زنده است ، جنازه بنهادند و نگاه كردند مرده بود و انگشت وى همچنان بر پا بود ، همچنان او را به گور نهادند و گفتند كه از زحمت كثرت خلق او را به شب به گور كردند كه به روز از زحمت كثرت و غوغاى خلق جنازه همىنتوانستند بردن . پس همان مهجور چون اثر عنايت حق تعالى پديد آمد و بديدند چنين مقبول گشت . باز گفت ابو عمرو الاصطرخى « 2 » كه ابو تراب نخشبى را رحمة اللّه عليه در باديه ديدم ايستاده بود و مرده و همچنان ( قايم ) بر پاى ايستاده و گفتند كه رويش به قبله بود و او را اين حال به نماز افتاده بود و به دعا خواسته بود . و ابراهيم بن شيبان رحمة اللّه عليه گفت كه يكى از مريدان من وفات
هامش
( 1 ) - شرح تعرف ج 4 ص 191 : على العبد الصالح ( 2 ) - كذا . . . و در التعرف ص 158 و شرح تعرف ج 4 ص 192 : الاصطخرى است .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 529 | مجهول / احمد على رجايى