تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨

باب الثالث و السبعين - هفتاد و سيم فى لطائفه بهم فى الموت و بعده « 1 »

باز ابو الحسن قزار گفت : بوديم در فج ، پس جوانى آمد نيكوروى بر وى بود طمران و سلام كرد بر ما و گفت اندر اين موضع جايگاهى نظيف باشد كه من در آنجا بميرم ؟ گفتم تو چه دانى كه بخواهى مردن ؟ گفت : مرا بيشتر از اين از وى صبر نمانده است و وى دوستان خويش را به آرزو ندارد . پس او را دلالت كرديم بر چشمه‌اى كه نزديك ما « 2 » بود ، برفت آن جايگه و وضو ساخت و نمازى چند بگذارد پس ما منتظر احوال وى مىبوديم - . بعد از ساعتى جواب نداد ما را . چون پيش وى رفتيم مرده بود . باز اصحاب سهل عبد اللّه گفتند كه سهل چون وفات كرد و او را بر تخت نهادند و مىشستند همچنان انگشت شهادت برداشته بود و اشارت مىكرد به شهادت . يعنى آورده‌اند كه وصيت به زندگانى كرده بود كه من از حق درخواسته‌ام تا جان من با شهادت بردارد و انگشت را به شهادت و اشارت بدان
هامش
( 1 ) - شماره و عنوان باب با التعرف ص 157 برابر است الا آن كه در التعرف الباب الثالث و السبعون آمده است و در اول عنوان نيز كلمهء : فى وجود ندارد . اين مبحث بىقيد باب و شمارهء آن از ص 191 ج 4 شرح تعرف آغاز مىشود ( 2 ) - اصل : آب و تصحيح با توجه به معنى و عبارت ص 158 التعرف است : فدللناه على عين بالقرب منا