قيل يا رسول اللّه و من الموتى ؟ قال : الاغنياء . مر ايشان را مرده از بهر آن خواند كه ايشان به تدبير ( و ) صلاح مال دنيا مشغول باشند ، ايشان را فراغت ذكر حق تعالى نباشد و اين صفت مردگان باشد كه خداى را عز و جلّ ياد نكنند و نتوانند كردن .
باز گفت : مر ابى الخير اقطع را پرسيدند كه سبب قطع دست تو چه بود ؟
گفت : در كوههاى لكام يا لنبان بودم و رفيقى بود با من همراه . پس مردى بيامد از كسان پادشاه و دينارى چند با وى بود و آن را به درويشان مىداد ، و دينارى به من داد و بر پشت دست آن دينار را در كنار رفيق انداختم و بر - خاستم . بعد از يك ساعت اصحاب پادشاه طلب دزدى مىكردند پس مرا بگرفتند و دست از من قطع كردند .
يشهد لهذا المعنى ما حدثنا احمد بن حيان التميمى قال اخبرنا اسحاق بن ابراهيم « 1 » بن اسماعيل قال حدثنا قتيبة بن سعيد قال حدثنا يعقوب بن عبد الرحمن الاسكندرانى عن عمرو بن ابى عمرو عن عاصم بن عمر بن قتاده عن محمود بن لبيد :
ان رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم قال : ان اللّه تعالى ليحمى عبده [ من ] الدنيا و هو يحبه كما تحمون مرضاكم . گفت همچنان كه شما بيماران خويش را نگاه داريد تا چيزى نخورد كه مر او را زيان دارد ، حق تعالى نيز چون بنده را دوست دارد مر او را نگاه دارد از دنيا و از هر چه دين او را زيان دارد . دليل است اين خبر كه از حق تعالى غيرت روا باشد و معنى غيرت حمايت بنده باشد چنان كه ياد كرده شد .
هامش
( 1 ) - التعرف ص 156 : اخبرنا ابو اسحاق ابراهيم بن اسماعيل