باز گفت جماعتى به خانهء رابعه رفتند به عيادت كه او را مرضى بود و مىگريست . مر رابعه را گفتند حال تو چيست ؟ جواب داد كه به خداى سوگند كه چيزى نمىشناسم غير آن كه بهشت بر من عرضه كردند دل من بدان ميل كرد . چنان مىشمارم كه حق تعالى غيرت كرد بر من پس عتاب كرد بر من و اين مرض آن عتاب وى است . يعنى : بهشت غير حق تعالى است و الميل الى غير الحق ميل عن الحق لا محالة . غيرت بر مقدار محبت باشد چون محبت آمد از غيرت بدّ نيست . چون محبت انبياء عليهم السلام بيشتر بود مر ايشان را به زلتى صغيره چندان عتاب آمد كه غير انبياء را به بسيار جنايتها آن عتاب نيامد از آن كه غيرت بر ايشان بيشتر بود و عتاب « 1 » بر مقدار محبت و غيرت باشد . و بزرگان چون در اداى حقوق حق تعالى اندك تقصير كردهاند اگر مر ايشان را عتابى نيامده است يا زجرى نيفتاده است بر ايمان خويش ترسيدهاند كه نبايد كه حق تعالى از ما اعراض كرده است . چون رابعه را دل سوى بهشت ميل كرد ، بهشت غير حق است و اقبال كردن به غير حق تعالى اعراض باشد از حق تعالى ، بدان مقدار عتاب آمد .
باز گفت : جنيد قدس اللّه سره پيش سرى سقطى رفت و نزديك وى سفال كوزهء شكسته ديد . پس گفت : اين چيست ؟ گفت : طفلكى « 2 » كوزهء آب بياورد و مرا گفت كه اين كوزه اينجا بياويزم تا چون سرد شود تو بياشامى كه امشب ابر است و آب سرد نيست « 3 » ، پس بياويخت . اندكى چشمم در خواب گرفت .
هامش
( 1 ) - در متن خلاصه : عبادت و تصحيح با توجه به معنى و ص 188 ج 4 شرح تعرف به عمل آمده است
( 2 ) - عبارت فارسى با اصل عربى آن اندكى متفاوت است . در التعرف ص 155 و همچنين عبارت عربى منقول در شرح تعرف ص 188 ج 4 آورندهء كوزه ناشناس نيست و سرى سقطى را پدر مىخواند بدين شرح در التعرف : قال جاءتني الصبية البارحة بكوز فيه ماء . فقالت لى : يا ابت . . .
( 3 ) - چنين است در التعرف ولى در عبارت عربى منقول در شرح تعرف ص 188 ج 4 نوشته شده است : شب عيد بود هوا گرم و ابرى : فانها ليلة عيد ذات حرغمة