تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
مصطفى صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه : من يصحب صاحب السوء لا يسلم و من لا يحفظ لسانه يندم و من يدخل مداخل السوء يتهم . و گفته‌اند :
عن المرء لا تسئل و ابصر قرينه * فان القرين بالمقارن يقتدى
و نيز گفته‌اند سه چيز بر سه چيز دليل است : نفقه بر كسب دليل است ، هم آنجا رود كه آوردست ، خير به خير و شر به شر . و قرين دليل معاملت بنده است ، با هر گروهى كه صحبت كند همان كند كه ايشان كنند . و عاقبت دليل اعتقاد است ، هر چه عمر بر آن گذشته باشد خاتمتش هم بر آن بود . باز گفت : ابو المغيث مردى بزرگ بود . هرگز پشت به ديوار باز ننهاده بود و هرگز پهلوش به زمين نخفته بود چون خواب بر وى غلبه كردى ، سر به زانو نهادى و پاره‌اى بغنودى . مر او را گفتند با نفس خود رفق كن . گفت و اللّه كه خداى تعالى با من رفق نكرده است ، من با خويشتن چگونه رفق كنم نشنيدى كه سيد المرسلين صلوات اللّه عليه فرمود : اشد الناس بلاء الانبياء ثم الصديقون « 1 » ثم الامثل فالامثل . و ابا عمر و الزجاجى سالهاى بسيار در مكه بود و هرگز او را در حرم حدث نيفتاده بود . چون او را احتياج بودى از حرم بيرون رفتى از بهر حدث . چون فارغ شدى باز حرم آمدى بر طهارت . و نيز فارس گفت كه ابو عبد اللّه شكتل « 2 » با كس سخن نگفتى و در شب به ويرانه‌هاى سواد كوفه بودى و به طعام چيزى خوردى كه آن به اصل مباح بودى چون گيا و آن چه بدين ماند ، يا از خاك نان‌ريزه برچيدى و بخوردى . گفت روزى او را بديدم و به وى اندر آويختم و او را به خداى تعالى سوگند دادم كه چيست آنكه ترا از سخن گفتن با خلق باز داشته است ؟
هامش
( 1 ) - در التعرف ص 148 عبارت ثم الصديقون وجود ندارد ( 2 ) - در التعرف ص 148 : شكثل است و در شرح تعرف ج 4 ص 171 : شكال
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 502 | مجهول / احمد على رجايى