باشى . باز دليل گفت لقوله تعالى « 1 » :
« إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا »
« 2 » يعنى روزهء خويش باز ايستادن داشت از صحبت و كلام با خلق .
باز گفت معناه : اندر اين روزه كه من نذر كردهام خويشتن را به حق تعالى مشغول گردانيدهام و از خلق غايب گشتهام ، پس جائز نيست در روزهء من كه مشغول گرداند مرا از وى شغلى يا قطع گرداند مرا از وى قاطعى . يعنى روزهء وى ظاهر و باطنش روزهدار گردانيده بود و زبانش روزهدار بود بدان معنى كه از ذكر خلق بريده بود و به ذكر حق تعالى مشغول كرده بود و ذكر وى با مشاهدت سر بود اگر زبان را از ياد حق تعالى به سخن گفتن با مخلوقان باز آوردى ، سرش از شغل و مشاهدت حق تعالى به شغل خلق باز آمدى آنگه روزهء سر او را قدح افتادى .
باز گفت : دلالت مىكند بر آن قول مصطفى صلى اللّه عليه و سلم كه :
الصوم جنة اى حجاب عما دون اللّه . فرمود كه روزه سپر است معناه حجاب است از هر چه دون خداى تعالى است يعنى سپر را جنة خوانند از آن كه مردم از پس آن بنشيند تا سلاح دشمن به وى راه نيابد و اصل معنى جنة پوشيدن است و تاريكى شب را جن الليل گويند از آن كه به تاريكى چيزها پوشيده گردد و پرى را جن گويند از آن كه از چشم مردم پوشيدهاند . پس روزه را جنة خواندند بدان معنى كه وى پوشش گردد مر بنده را و اندر پوشش اختلاف كردهاند .
گروهى گفتند سپر گردد از غيبت و دروغ و محال و مانع شود ، و بعضى گفتند سپر گردد از آتش دوزخ ، و بعضى گفتند سپر گردد مر دل بنده را از هر چه غير حق تعالى است تا آن را نبيند و از ايشان غايب گردد . باز گفت فى قول النبى صلى اللّه عليه و سلم يقول اللّه تعالى : الصوم لى و انا اجزى به . گفت روزه
هامش
( 1 ) - التعرف ص 143 و شرح تعرف ج 4 ص 157 : فى قصة مريم
( 2 ) - سورهء 19 مريم آيهء 26 .