هر روزى هفتاد بار يا صد بار همين است و معنى امر استغفار مر وى را در آخر عمر وى كه فرمود :
« وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً »
« 1 » .
باز گفت : خويشتن را قطع كند از شواهد و عوايد و فوائد . معناه :
شواهد خلق است و عوايد اعواض است و فوائد اعراض است . و عاجز گشته باشد از ظاهر كردن دعوى پيش خداى عز و جلّ از آن كه شنيده است قول خداى عز و جلّ كه :
« وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً »
« 2 » يعنى پيش از آوردن طاعت همه از وى بيند و وقت آوردن همه او را آورد و چون طاعت آورد خويشتن را از ميانه بيرون آورد . پس چون خويشتن را هيچ چيز نبيند ، دعوى كردن چگونه درست آيد .
باز شيخ ابو بكر واسطى گفت : رحمة اللّه عليه كه معنى تكبير كردن به اول نماز آن است كه بنده گويد : اللّه اكبر . يعنى خداى عز و جلّ از آن بزرگتر است كه با وى بدين فعل نماز توان پيوستن يا به ترك اين فعل از وى توان بريدن . يعنى پيوستن و بريدن از وى به حركات بنده نيست و ليكن به قضاى سابق ازلى است كه وصال وى اكرام وى است مر بنده را و فصال از وى اهانت وى است مر بنده را و علت اين هر دو حركات وقتى نيست كه از بنده موجود آيد و ليكن علت اين هر دو قضاى ازلى است . چنان كه فرمود : هؤلاء فى الجنة و ابالى و هؤلاء فى النار و لا ابالى . بدان قسمت مفصول و موصول گشتند .
موصول به بر و كرامت نه به ذات و مفصول از بر و رحمت نه از ذات ، پس فصل و وصل پديد آمد پيش از فعل من و تو . اكنون كه همى نماز خواهم كردن همىگويم اللّه اكبر تو از آن بزرگترى كه اين طاعت من علت گردد وصال ترا يا ترك اين طاعت علت گردد فصال ترا .
باز شيخ جنيد قدس اللّه روحه گفت : نبايد كه همت تو اندر نماز كردن
هامش
( 1 ) - سورهء 110 النصر آيهء 3
( 2 ) - سورهء 18 كهف آيهء 110