نه به عمل خويش ، يعنى روزگارهاتان نه بر ذكر من گذاشتيد اگر با شما اندر خور شما مكافات كردمى شما را به فعل شما واگذاشتمى و لكن اندر خور شما مكافات نكردم كه به فضل و رحمت خويش با شما كار كردم . تو اندر دنيا از ذكر من اعراض كردى و من اندر عقبى به فضل از تو اعراض نكردم .
باز ابو بكر قحطبى گفت كه نفوس موحدان انفاسى است كه او را پژمانى گرفته است از هر چه پديد آيد از نعوت و صفات ايشان . يعنى هر فعل كه بيارند ايشان را از آن فعل ملالت و سآمت گيرد . و سآمت گرفتن آن باشد كه با آن فعل آرام نگيرند و بر وى اعتماد نكنند از بهر آن كه هر فعل كه بيارند آن را سزاى حق تعالى نبينند . و مر ايشان را انس با حق تعالى است ، چون آن فعل سزاى حق تعالى ندانند ايشان را از آن فعل ملالت و سآمت باشد كه موحد را هيچ فعل خويش پسند نيايد . نيز چون « 1 » داند كه نجات وى به فعل وى نيست چيزى كه از وى خير و شر نبيند با وى آرام نگيرد . باز گفت : زشت دارد هر چيزى را كه از وى پديد آيد يعنى اگر چه از وى پديد آيد طاعت باشد ، آن را با تقصير بيند و تقصير اندر عمل عيب باشد و معيوب زشت باشد و شرم داشتن از طاعات از بهر تقصير اصلى است مؤكد ميان بزرگان . نبينى كه عمل هيچ كس پاكتر از عمل مصطفى صلوات اللّه عليه نبود و اندر دعا مىفرمود : اللهم هذه يداى الذى « 2 » جنيت بها « 2 » على نفسى فاغفر الذنب العظيم انه لا يغفر الذنب العظيم الا رب العظيم . و ما دانيم كه اين جنايت از وى گناه نبود و جفا نبود و ليكن چون خويشتن را مقصر مىدانست اندر حق خداوند ، خويشتن را جانى « 3 » و مذنب خواند و معنى استغفار وى نيز
هامش
( 1 ) - پس از چون و قبل از داند كلمهاى ناخوانا است شبيه دانه و داند صحيح است با توجه به معنى و شرح تعرف ج 4 ص 154 .
( 2 ) - كذا . . . در شرح تعرف ج 4 ص 154 چنين است : اللهم هذه يداى و ما جنيت بهما على نفسى اغفر الذنب العظيم فانه لا يغفر الذنب العظيم الى الرب العظيم .
( 3 ) - متن خلاصه جافى كه با توجه به معنى و ص 154 ج 4 شرح تعرف تصحيح شد .