چندين دينهاى مختلف و اعتقاد مختلف ترا توفيق ايمان و صراط مستقيم داد و بر جادهء متابعت حبيب وى ترا به خدمت خود مشغول كرد ، اين محض فضل خداوند است اگر همه خلق را با خويشتن به شكر اين فضل يار كنى شكر اين به جاى نتوانى آوردن . با وجود اين فضل طمع عوض داشتن محال باشد .
باز گفت : ترا از تو به تمامى بستاند از ديدن فضل و عوض آن چه خداوند را بر تو است اندر عمل . يعنى وجوب حق وى بر تو اندر آن عمل و از خوف تقصير افتادن اندر حق وى و ديدن منت و فضل وى و به جاى آوردن شكر منت وى ، ترا چنان مشغول گرداند كه نه عوض يادآورى و نه طمع فضل . از بهر آن كه طمع كردن به فضل و عوض نصيب تو است و به جاى آوردن امر حق تعالى و گزاردن شكر منت وى نصيب حق تعالى است از تو . بايد كه چنان مشغول نصيب حق تعالى باشى كه نصيب خويش فراموش كنى با وجود آن كه بنده را بر خداوند هيچ حق نباشد .
باز گفت : قال اللّه تعالى :
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ »
« 1 » قال ليعبدوه بالرق لا بالطمع . گفت اينك حق تعالى فرمود كه از مؤمنان تنهاى ايشان و مالهاى ايشان بخريدم و تنها و مالها خود از آن وى بود . اما معنى اندر اين خريدن آن است كه چون بدانند كه او خريده است و آن او است مر او را به حكم بندگى پرستند نه به حكم طمع . يعنى آزاد آزاد را خدمت به طمع كند اما بنده خداوند را خدمت به وجوب كند نه به طمع .
باز گفت : شيخ ابو بكر واسطى را گفتند كه چه چيز بايد كه بنده ببيند اندر آن وقتى كه همىجنبد اندر خدمت خداوند خويش ؟ يعنى از خدمت كه همىآورد اندر وقت خدمت چه بايد كه ببيند .
گفت : بايد كه شاهد وى - يعنى جايگاه ديدار وى - فناء باشد از
هامش
( 1 ) - سورهء 9 توبه آيهء 111