دوست و نور دوستى و صفا چراغ دل است .
يعنى : دوستى را بدان معنى صفا خوانند كه چون دوستى مؤكد گردد دل از غير دوست صافى گردد . و چراغ دل بدان معنى خواند كه چول محبت اندر دل قرار گيرد ، دل همه دوست گردد و همه دوست بيند ، آلت گردد دوستى مر ديدن دوست را ، چون چراغ كه آلت گردد مر ديدن اشخاص را . باز گفت :
اراد و ما كان « 1 » حتى اريد * فطوبى له من مريد مراد
گفت : وى دوست خويش را بخواست و نتوانست خواستن تا او را نخواستند . پس طوبى مر اين كس را كه هم مريد است و هم مراد . يعنى تا دوست او را نخواست ، وى دوست را نتوانست خواستن ، وى خواهان دوست و دوست خواهان وى .
هامش
( 1 ) - در متن خلاصه و شرح تعرف ص 151 ج 4 كاد آمده است ولى كان در التعرف ص 141 مضبوط است و با معنى هم سازوارتر از اين رو كان نوشته شد .