تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
يختلسها الشيطان من صلاة العبد صلات خدمت است و خدمت صفت نفس است و معرفت مشاهدت است و مشاهدت صفت سر است التفات نفس اندر خدمت ، صحبت شيطان بار آورد . و آن خدمت كه در صحبت شيطان باشد حق تعالى را نشايد . باز التفات سر اندر مشاهدت ، خذلان بار آورد كه هر دو كون او را سود ندارد . اين حال ارادت « 1 » است . اما عارف هر چه جز حق تعالى باشد از سر وى پاك بسترند تا سر وى هيچ جاى باز ننگرد ، پس در ابتدا و انتها به غير حق تعالى نظر كردن روى نيست . باز فارس گفت : عارف آن باشد كه علم وى حال وى بود و حركات وى غلبه بود يعنى با وجود دانستن علم ، شناختن حق علم ببايد و آن عالم كه حق علم نشناسد چنان است كه او را علم نيست . و شناختن حق علم به جاى آوردن عمل است . پس عارف آن باشد كه عمل وى علم او را خلاف نكند تا علم وى حال وى گردد آنگاه حال وى بيان علم وى گردد تا او را عبارت كردن از علم خويش حاجت نيايد و عارف اندر حركات خويش مختار نباشد و ليكن مغلوب باشد بر دو معنى : مغلوب شريعت و مغلوب مشاهدت . مغلوب شريعت آن باشد كه حد امر و نهى نگاه دارد و مغلوب مشاهدت آن باشد كه چنان باشد كه دارندش ، غير آن كه پديد آيد اختيار نكند و او را بر اختيار حق تعالى اختيار نباشد . باز گفت : شيخ جنيد را قدس اللّه سره پرسيدند كه عارف كيست ؟ گفت : گونهء آب گونهء ظرف و جام بود . معناه : به هر حالى چنان باشد كه اولىتر است . از بهر اين احوال وى مختلف باشد . يعنى اختيار عارف اختيار حق تعالى باشد . و حق تعالى بنده را از حال به حال مىگرداند كه ناگردنده جز حق تعالى نيست .
هامش
( 1 ) - شرح تعرف ج 4 ص 141 : اين خود حال التفات است در ابتداى حال مريدان -
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 464 | مجهول / احمد على رجايى