گفت : سپاس مر خداى را كه مرا چون غوكى « 1 » گردانيد اندر دريا . اگر دهان باز كند دهانش پرآب گردد و اگر دهان فراز كند و نگشايد از غبن و غم بميرد .
باز گفت : و حيرت آخر آن باشد كه متحير گردد و اندر متاهات توحيد گم شود و فهم وى اندر آنجا گم گردد و عقل وى اندر بزرگى قدرت خداى عز و جلّ و هيبت و جلالش ناقص گردد . يعنى متاهات جاى سرگردان گشتن باشد و متاهات از تيه گرفته است و بيابانى كه اندر وى راه گم شود آن بيابان را تيه خوانند و كسى كه اندر كارى سر گشته شود او را تايه خوانند . پس اگر حق تعالى بنده را به بنده فروگذارد تا به فهم و عقل خويش توحيد را باز جويد ، راه گم كند . از آن كه هر چند اندر عظمت و هيبت و قدرت و جلال حق تعالى و ديگر صفات وى عقل و فهم را كار بندد ، تمامى و نهايت آن اندر نيابد و در اول ، ادراك گم كند و خطر باشد كه از عجز نايافت طلب به جاى ماند . پس خلق اندر طلب توحيد عاجز و متحيرند ، از آنجا كه ايشانند جز آن روى ندارند كه نياز و عجز پيش برند و حيرت و ذل عرضه كنند تا مگر راه يابند كه هر كه دعوى قدرت كند او را به وى فروگذارند و هر كه ذل و عجز پيش برد او را راه دهند كما قال اللّه تعالى :
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ »
« 2 » و مضطر متحير باشد و ميان خلق متعارف است كه بينا را بگذارند تا هر كجا خواهد رود ، باز نابينا را دست گيرند و او را به راه دارند تا اندر بلايى نيفتد .
باز گفت : پيش از آنكه به توحيد برسى متاهات است كه فكرتها اندر آنجا گم شود . يعنى اگر بنده خواهد كه به فكرت خويش به توحيد رسد راه گم كند چنان كه اگر كسى خواهد كه دريا را به آشنا گذارد و به سباحت قطع كند غرقه شود و هلاك گردد . باز چون در كشتى نشيند و تسليم و توكل كند و از
هامش
( 1 ) - در متن خلاصه : خوكى و خطا است
( 2 ) - سورهء 27 نمل آيهء 62