تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
و باطل گشتن اخلاص نه آن باشد كه منافق يا مشرك شود . وى از همه مخلصان مخلص‌تر باشد و ليكن اخلاص خويش نبيند . باز گفت معناه [ به ] شاهد « 1 » حق تعالى همىخواهد و آن افعال او است كه با تو كرده است از آن چه سابق از وى به تو آمده است و آن بر وى است كه با تو كرده است و اكرام وى مر ترا به آن كه معرفت خود مر ترا داده است و توحيد داده است و ايمان به وى مر ترا داده است و اندر سر تو پديد آيد سابق برو اكرام و منت‌هاى ديگر . و فانى گرداند از تو ديدار افعال ترا و بر ترا و طاعت‌هاى ترا . يعنى از شاهد حق تعالى منت حق تعالى همىخواهد و از شواهد ، افعال بنده همىنهد . يعنى افعال خويش آن كس بيند كه منت‌هاى حق تعالى فراموش كند . فاما چون منت‌هاى حق تعالى ياد دارد فعل خويش را فراموش كند اين ديدن را به معنى ياد داشت باشد . باز گفت : چون بنده بدين مقام رسد بسيار خويش را مستغرق داند در اندك از حق تعالى . يعنى يك منت حق تعالى مر او را كه بيند و ياد دارد ، همه افعال خويش را در آن فراموش كند هر چند افعال وى بسيار بود . از بهر آن كه منت سابق است و خدمت لاحق . و لاحق هر چند بسيار بود مستغرق سابق بود . از بهر آن كه سابق متبوع است و لاحق تبع ، هر چند تبع بسيار باشد به متبوع قايم گردد آن چه از وى بود خود اندكى نباشد . و آن چه از تو آيد خود بسيار نباشد و آن چه از حق تعالى به بنده آيد بنده به وى نيك‌بخت شود و آن چه از بنده به حق تعالى رود حق تعالى از وى بىنياز است . باز گفت : معنى فناى شواهد نيز آن است كه ديدار خلق از وى فرود افتد بدان معنى كه نه از خلق مضرت بيند و نه منفعت و نه نكوهش و نه ستايش . و
هامش
( 1 ) - اصل خلاصه : مشاهد تصحيح با توجه به معنى و ص 136 التعرف و ص 136 ج 4 شرح تعرف است .