حق تعالى نخواهد . و اگر غير حق تعالى بر وى عرضه كنند نپذيرد از بيم آن كه چون غير حق تعالى بگيرد حق تعالى را رها كند . باز گفت : و وى اندر آنجا اسير باشد نه او را پيش رفتن باشد و نه از پس باز آمدن . يعنى صفت اسير آن باشد كه او را مراد و اختيار نباشد و هر كه اسير گشت اگر او را پيش برند باز پس آمدن او را روى نباشد و اگر باز پس آرند او را پيش رفتن روى نباشد .
و اسر به كلام عرب شد باشد . بسته را جنبيدن نباشد . مرغى كه زير چنگال باز اسير گردد او را اضطراب و اختيار نماند ، و ددهاى كه اندر چنگال شير اسير باشد او را اضطراب و اختيار نماند ، دل و سرى كه اسير قبضهء حق تعالى گردد او را اضطراب و اختيار كى ماند « 1 » .
هامش
( 1 ) - در التعرف ص 136 بيتى آمده كه اصل و ترجمهء آن در شرح تعرف چاپ هند و متن خلاصه يعنى كتاب حاضر نيست :مواجيد حق اوجد الحق كلها * و ان عجزت عنها فهوم الاكابر