تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦

باب الثانى و الستين - شست « 1 » و دوم فى صفة العارف « 2 »

باز حسين بن على يزدان يار را پرسيدند كه عارف به مشهد حق تعالى كى باشد ؟ گفت : چون شاهد پديد آيد و شواهد فانى گرداند و حواس وى برود و اخلاص وى باطل گردد . يعنى : عارف بدان مقام كه حق را بيند كى رسد و اندر آن مقام وى را صفت چه باشد . از شاهد همى حق تعالى را خواهد و از شواهد خلق پس چون او را حق تعالى پديد آيد ، خلق از وى فانى گردد . و رفتن حواس نه آن است كه بىحواس گردد اما منفعت حواس از وى برود چنان كه از حاست بصر مراد ديدن است و از ديدن مراد تميز كردن است و از تميز كردن مراد لذت برداشتن است . چون سر وى به مشاهدت حق تعالى مشغول گردد ، بصر وى از ديدن هيچ لذت نيابد و تمييز نماند چنان گردد گويى كه وى را ديدار نيست و چون ديدار نماند چنان است كه گويى وى را بصر نيست و ديگر حواس هم بر اين قياس باشد .
هامش
( 1 ) - در متن خلاصه با همين املاء قيد شده است . ( 2 ) - شماره و عنوان باب با التعرف ص 136 برابر است مگر آن كه در التعرف : الباب الثانى و الستون - قولهم فى صفة العارف آمده است . اين مبحث در شرح تعرف بىذكر شماره و اشاره به باب از ص 135 جلد چهارم آغاز مىشود .