تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
گفت : غواصى كند و مهرهاى غيب بشكند از آن چيزى كه دل دوست اندوهگن را زنده گرداند . يعنى چون عارف سر بلند بر آرد « 1 » تا عالىهمت گردد چنان كه بيرون حق تعالى و شغل و موافقت وى او را با هيچ چيز و هيچ مخلوق صحبت و موافقت نماند . در درياى غيوب به فكر سر و قلب غواصى كند آن غيب‌هاى غريب بديع او را گشاده شود و بدان زندگى جاويد او را حاصل شود . باز گفت :
من حار فى دهشة التلاقى * ابصرته ميتا كحى
گفت : هر كسى كه وى سرگردان گردد اندر حيرت رسيدن به دوست او را مرده‌اى بينى چون زنده‌اى . باز گفت : معناه . هر كسى كه او را سرگردان گردانيد آن چه از حق تعالى پديد آيد اندر سر وى از تعظيم و اجلال خداى تعالى ، وى را چون بينى زنده‌اى بينى چون مرده‌اى از بهر آن كه فانى گردد از ديدار آن چه از او است و خويشتن را پيش‌تر و پس‌تر راه نبيند . يعنى بنده آن خويش آن‌گاه بيند كه از حق تعالى ديدن نابينا گردد . پس چون شاهد جلال و عظمت حق تعالى گردد او را شغل حق تعالى چنان گرداند كه هيچ خود و آن خود نبيند . پس هر چند زنده باشد به صفت مردگان گردد نه مر او را گذشتن روى ماند و نه باز گشتن .
هامش
( 1 ) - شرح تعرف ج 4 ص 129 : چون عارفان را به سربلندى برآرند تا عالىهمت گردد .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 447 | مجهول / احمد على رجايى