تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
وصال رسيدن است ، مراد عين خوف و رجاء نيست . باز گفت :
راعتنى الحفاظ « 1 » حتى * حميت عن مرتع و بى
و گفت : نگاه داشتند مرا حفاظ تا « 2 » نگاه داشتى مرا از چراگاه هلاك‌كننده . از اين چراگاه هلاك‌كننده كفر همىخواهد . يعنى نگاه داشت تو بود مر مرا كه هلاك نگشتم . و اين بر معنى ديدار منت باشد . باز گفت :
فانت عند الخصام عذرى * و فى ظمائى فانت ربى
گفت : وقت خصومت عذر من تويى و اندر تشنگى سيرابى من تويى يعنى اگر مرا خصومت پيش آيد اندر تقصير گزاردن حق تو ، اعتماد من بر فضل و كرم و رحمت تو است كه عذر من بپذيرى و عفو كنى و چون اندر مانم دستگير من تويى . باز گفت :
اذا امتطى العارف المعلى * سرا الى منظر على « 3 »
گفت : چون عارفى كه مر او را بلند بر كشيده باشند به سر ، مر او را جز حق تعالى به كار نيايد . كه علو همت اندر علو مراد و مقصود توان دانستن . باز گفت :
و غاص فى ابحر « 4 » غزار « 5 » * يفيض « 6 » بالخاطر الوحى
گفت : غواصى كند اندر درياهاى بسيار آب . و [ به ] اين درياى غيب همىخواهد يعنى سر را به غيب اندر افكند و اندر غيوب حق تعالى آغازد خاطر گردانيدن - تا جواهر فوائد حقيقت بيابد . باز گفت :
فض ختام الغيوب عما * يحيى فؤاد الشجى الولى
هامش
( 1 ) - در التعرف ص 134 و شرح تعرف ج 4 ص 129 راعيتنى بالحفاظ ( 2 ) - ايضا شرح تعرف : نگاه داشتى مرا به حفاظ ( 3 ) - اين بيت در شرح تعرف ج 4 ص 129 در هم ريخته است ( 4 ) - شرح تعرف : فى البحر ( 5 ) - متن خلاصه عرار و تصحيح با توجه به التعرف ص 134 به عمل آمده است ( 6 ) - التعرف ص 134 : تفيض