تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
حال خود را نبيند و ليكن سابق علم حق تعالى بيند اندر خويشتن و ببيند كه بازگشت وى آنجا خواهد بودن كه سابقه رفته است مر او را از حق تعالى و حق تعالى را مصرف خود داند در توفيق خدمت و بىتوفيقى تقصير خدمت . باز بعضى گفتند كه چون معرفت به سر فرود آيد آن سر تنگ گردد از كشيدن بار معرفت همچون آفتاب كه شعاع آفتاب مىبازدارد بيننده را از اندر يافتن نهايت و جوهر وى . يعنى آفتاب كه مخلوق است چون لختى غلبه گرفت عين او را نتوان ديدن و اگر به وى اندر نگرد از ديدن غير « 1 » وى فروماند و مر عين وى را مدرك نگردد و از نظر و بصر ، بىنظر و بصر گردد . پس نور حقيقت حق تعالى كه هميشه غالب است و غالب باشد و متناهى و محدود نيست ، اسرار خلق او را تحمل چگونه تواند كردن . و مراد از اين ضيق همى عجز خواهد يعنى سر عاجز گردد در مشاهدهء حق تعالى . باز ابن الفرغانى گفت : من عرف الرسم تجبر و من عرف الوسم تحير و من عرف السبق تعطل و من عرف الحق تمكن و من عرف المتولى « 2 » تذلل « 3 » . گفت : هر كه رسم بيند جبار گردد ، و هر كه نشان بيند سرگردان گردد ، و هر كه سابقت بيند بىكار و معطل گردد ، و هر كه حق بيند آرام گيرد ، هر كه پذرفتار « 4 » كار خود بيند ذليل گردد . باز تفسير كرد [ و ] گفت : هر كه خويشتن را ايستاده بيند به گزاردن وظايف حق تعالى عجب آرد . معنى رسم نهاد خلق است و هر كه بيند كه مرا
هامش
( 1 ) - شرح تعرف ج 4 ص 126 : عين ( 2 ) - در متن خلاصه : التولى است كه با توجه به معنى و تفسير بعدى خود متن و رعايت متن عربى التعرف ص 133 به اين صورت اصلاح شد . ( 3 ) - شرح تعرف ج 4 ص 126 : تسكن ( 4 ) - در اصل خلاصه : بدرفتار كار است كه با توجه به معنى و اين كه در شرح تعرف ج 4 ص 126 آمده است : هر كه پذيرفتن كار بيند كلمه به صورت : پذرفتار تصحيح و ثبت گرديد .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 444 | مجهول / احمد على رجايى