تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
معنى كه [ تا ] انديشه و حديث غير حق تعالى است ، آن سر از حق تعالى غايب است و چون جز فكرت حق تعالى در سر نماند آنگاه حاضر گردد . باز گفت : معنى اين سخن آن است كه سر از عظمت حق تعالى و از بزرگى حقوق وى و بزرگ داشتن قدر وى چيزى بيند كه از عبارت آن عاجز آمد . و سؤال كردند مر شيخ جنيد را قدس اللّه روحه كه معرفت چيست ؟ گفت : معرفت گشتن سر است ميان تعظيم حق تعالى از احاطت و اجلال حق تعالى از درك . يعنى فرق ميان تعظيم و اجلال آن باشد كه تعظيم بزرگ داشت باشد به معنى حرمت ، و اجلال بزرگ داشت باشد به معنى هيبت . [ پس تعظيم از احاطت آن باشد كه بداند كه حق را به كل معانى و به كل صفات نتوانيم شناختن ، از بهر آن كه حق را نهايت نيست ، و متناهى بايد تا احاطت بر وى روا باشد . اما اجلال از درك آن باشد كه هر چند كه در وهم خويش حق را صورت بندد حق سبحانه جز اين است . پس ادراك محال است . اين است معنى قول امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه : سئل عن المعرفة فقال ان تعلم ان ما تصور فى قلبك فالحق خلافه فيا لها حيرة ، لا له حظ من احد و لا لاحد منه حظ ] « 1 » . باز گفت : فيا لها ! و اين كلمهء تعجب است ، همىگويد يا بزرگ حيرتا كه او را از كس بهره نيست و كس را از وى بهره نيست . يعنى بهره اندر چيزى نيازمندان را باشد و او را به خلق نياز نيست و اندر موافقت هيچ كس او را منفعت نيست و از خلاف كس مر او را مضرت نيست . پس امر بدان است تا خلق را منفعت بود و نهى بدان است تا خلق را مضرت و زيان نبود و حق تعالى از همه منزه و برى . و آن كه گفت كس را از وى حظ نيست ، بدان معنى كه
هامش
( 1 ) - آن چه در داخل قلاب نهاده شده از متن خلاصه ساقط است كه با توجه به ص 133 التعرف از ص 123 ج 4 شرح تعرف خلاصه و نقل شد .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 442 | مجهول / احمد على رجايى