رجوع آوردن به داده صفت نيازمندى است و مر او را نياز روا نيست ، يا لوم است و مر او را لوم روا نيست . باز گفت : يا با استدن از وى پشيمانى باشد و پشيمانى صفت آن كسى باشد كه مر او را علمى نو پديد آيد و اين صفت از خداى عز و جلّ منفى است بر وى صفت بدا روا نباشد ، يا اين داده باز استدن غرور و خداع باشد و خداى عز و جلّ به غرور موصوف نيست و با مؤمنان خداع نكند ، خداع با منافقان و كافران كند .
و مقام فناء كه بنده بيابد نه به كسب خويش يابد تا بتواند كردن كه ضد وى بيارد . باز گفت : اگر ما را بر اين سخن معارضه كند كه ايمان كه افضل مراتب است و جميع مقامات به ايمان يابند ، شايد كه مؤمن از ايمان رجوع كند و كافر شود ، چون بر اصل قادر بود بر فروع چرا قادر نباشد ( گفت ) جواب آن است كه ايمان كه از وى رجوع روا باشد آن است كه كسب بنده است چون اقرار زبان و عمل اركان . و نيز حقيقت با سر وى آميخته نباشد و از روى « 1 » مشاهدت و صحت اعتقاد ايمان نياورده باشد و ليكن به چيزى مقر آمده باشد و حقيقت آن چيز كه به وى مقر آمده است نشناسد . يعنى از ايمان آن مقدار كه بنده بر تحصيل آن قادر است بر ترك وى قادر است چون اقرار زبان و عمل اركان .
اما آن چه بنده بر وى قادر نيست بر ترك وى هم قادر نيست و آن گشاده گشتن سر است تا مر او را حقيقت حق تعالى مشاهده گردد و اعتقاد وى درست گردد ، اين فعل بنده نيست . چون تحصيل اين فعل از وى نبود ، ترك اين هم فعل وى نباشد . اهل اصول گفتهاند كه مقلدان مرتد گرداند اما مستدلان هرگز مرتد نگردند .
باز گفت : چنان كه در خبر آمده است كه چون فريشته در گور از بنده سؤال كند كه چه گويى اندرين مرد ؟ يعنى مصطفى صلوات اللّه عليه و سلم . جواب
هامش
( 1 ) - متن خلاصه : وى و خطا است .