اختلاف است ميان اين طايفه كه كسى كه فانى گشت از اوصاف خويش شايد كه او را باز بقاى اوصاف باز برند يا نشايد . باز گفتند بعضى كه شايد كه فانى را به بقاى اوصاف باز برند و حال فناء بر دوام نباشد از بهر آن كه چون بر دوام باشد حال فناء ، اندامهاى فانى را معطل گرداند اندر گزاردن فريضهها .
و چون فنا بر دوام باشد فروماند از جنبيدن اندر كارهاى معاش دنيا و معاد . و مر ابو العباس بن عطا را رحمة اللّه عليه اندرين مسئله كتابى است كه مر آن كتاب را « عود « 1 » الصفات و بدئها » نام است .
يعنى اين طايفه گويند كه روا باشد كه فانى را باز بقاى اوصاف برند از آن كه فناء سقوط تمييز است ، اگر اين فناء را بر دوام گوييم تمييز برخيزد و چون تمييز برخيزد و از گزاردن شريعت فروماند امر و نهى برخيزد ، تعطيل و اهمال لازم آيد و اندر دار امتحان مخاطب را اين روا نباشد از بهر آن كه چون تمييز ساقط گردد ميان خير و شر فرق نتواند كردن ، آنگاه تكليف [ امر به ] « 2 » خير و نهى از شر درست نيايد . و خلاف نيست كه بنده مميز مختار بايد تا تكليف و خطاب درست آيد . و نيز معنى فناء غيبت است و سكر و غلبه و قهر و شايد كه غايب حاضر شود و سكران صاحى گردد و مغلوب نامغلوب گردد [ و ] اين همه دليل است كه شايد كه فانى به بقاى اوصاف بازآيد .
هامش
آغاز مىشود كه در اول بابها آغاز مىشد با كلمهء قولهم : قولهم فى الاختلاف فى الفانى علاوه بر اينها در شرح مطلب اشاره مىكند به ( باب اول ) كه چون در اواخر كتابيم و آن كه مىگويد راجع به فناء است كه در باب پنجاه و نهم يعنى همين باب از آن سخن رفته است بىگمان مرادش از ( باب اول ) نيمهء اول باب پنجاه و نهم است . پس اين مطلب كه در فهرست آغاز متن خلاصهء شرح تعرف آمده است : باب التاسع و الخمسين فى الفناء و البقاء و هى بابان بر اساس متنى بوده است كه در دست داشته است .
( 1 ) - التعرف ص 128 : عودة الصفات و در شرح تعرف به خطا : عود بصفات و بدئها آمده است .
( 2 ) - با توجه به معنى از ص 104 ج 4 شرح تعرف اضافه شد .