تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
احوال خلق صفت خلق است در وقت ، چنان نيست كه اين صفتى است كه از ايشان موجود آمده است ابتداء به اختيار خويش ، لكن بنا است بر قضاى ازلى و آن قضاء بنا بر ارادت و آن ارادت بنا بر علم . چنان خواسته است كه دانسته است و يك ذره از جواهر و اجسام و يك حركت يا يك سكون و يك خطرت از اعراض در كون پديد نيايد الا بر موافقت قضاء و ارادت و علم ازلى چنان كه دانسته است همچنان كه مىباشد و كسى كه نظارهء وقت كند اختلاف احوال بيند و چون نظارهء ازل كند « 1 » . . . « پايان خلاصهء الحاقى » موافقت قضاء و ارادت علم بيند . پس آن گشتن خلق و تغير احوال خلق هر چند متضادند و مختلف‌اند اما از آنجا كه علم حق تعالى است راست‌اند چندان كه « 2 » راست را راست دانسته بود راست آمد و كژ را كژ دانسته بود كژ آمد . پس چون نظارهء خلق كنى همه كژى بينى ، از آن خصومت خيزد و چون نظارهء علم ازلى كنى همه راست بينى ، تسليم پديد آيد . باز گفت كه فناى بشريت نه آن باشد كه بشريت معدوم گردد و ليكن بر آن معنى باشد كه پوشيده گردد به لذتى ديگر كه آن لذت زيادت گردد بر لذتى و المى كه همىرود بر بنده اندر حال . يعنى خلقت و بشريت بر طبعى است تا حيات اندر وى است از ملاذ لذت يابد و از آلام الم يابد و تا نميرد اين صفت از وى خالى و جدا نگردد اندر حكم دنيا و اندر حكم مرگ شايد كه نيز او را
هامش
( 1 ) - در اينجا خلاصه الحاقى كه به وسيلهء مصحح اين كتاب ( رجايى ) با توجه به متن عربى التعرف لمذهب اهل التصوف از شرح تعرف چاپ هند فراهم آمده بود پايان مىپذيرد و از اين پس با متن اصلى خلاصهء شرح تعرف سر و كار داريم . خلاصهء الحاقى چنان كه در ص 385 به تفصيل ذكر شد شامل قسمت اعظم باب پنجاه و پنجم سكر - پنجاه و ششم غيبت و شهود - پنجاه و هفتم جمع و تفرقه - پنجاه و هشتم تجلى و استتار و در حدود نيمى از باب پنجاه و نهم فناء و بقاء مىباشد . ( 2 ) - كلمه نيمه محو است از آنك نيز مىتوان خواند .