و اين قول لبيد است كه مىگويد : هر چه جز خدا است همه باطل است .
مصطفى عليه السلام اين سخن را تصديق مىكند و ما مىدانيم كه مصطفى مىدانست كه پيغمبران حقاند و كتابها حقاند و شريعتها حقاند و عرش و كرسى و لوح و قلم همه حقاند و آسمان و زمين و بهشت و دوزخ و قيامت و صراط و ترازو و سؤال گور همه حقاند و اين همه نه خداوند ، و با اين همه مىگويد : الا كل شىء ما خل اللّه باطل و اين سخن نه از بهر آن مىگويد كه اين چيزها را باطل مىدارد كه حق را باطل داشتن كفر باشد و از پيغمبران كفر روا نبود لكن اين سخن را به آن معنى مىگويد كه حق به ذات خود حق است و غير حق به تحقيق حق حق گشتهاند و هر چه حق گشت به آن حق گشت كه حق او را حق گردانيد و چيزى كه به تحقيق غير حق حق گردد چون او را قياس كنى به آن كه به حقى خويش حق است باطل نمايد .
و نيز دليل ديگر آورد سخن موسى عليه السلام را كه به طور رفت و حق او را خبر داد كه قوم تو گوسالهپرست گشتند و گفت :
« فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ »
« 1 » ما قوم ترا آزموده گردانيديم گفت الهى به چه سبب آزموده گردانيدى ؟
ندا آمد :
« وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ »
« 2 » موسى مناجات كرد كه الهى
« إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ »
« 3 » خدايا اين همه امتحان تو است گم گردانى آن را كه خواهى و راه نمايى آن را كه خواهى .
موسى عليه السلام در مشاهدهء قدرت حق و سلطنت حق بديد كه سامرى را آن قدرت نيست كه كسى را گم تواند گردانيدن كه اگر كسى را گم توانستى گردانيدن خويشتن را با راه آوردى كه قدرت بر خويشتن تمامتر از آن است كه بر غير خويشتن . و نيز موسى بديد كه حق تعالى آن ملك نيست كه در مملكت
هامش
( 1 ) - سورهء طه 20 آيهء 85
( 2 ) - سورهء طه 20 آيهء 85
( 3 ) - سورهء اعراف 7 آيهء 154