تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
پس برين معنى حديث پيغمبر عليه السلام دليل آورد و گفت : « من جعل الهموم هما واحدا هم المعاد ، كفاه اللّه سائر همومه و من تشعبت به الهموم لم يبال اللّه فى اى اوديتها هلك » هر كه اندوه‌هاى خويش را يك اندوه گرداند و آن هم آن جهانى است خداى عز و جلّ همه اندوهان او كفايت گرداند ، يعنى چون سر و ظاهر خويش بر شغل عقبى افكند حق تعالى او را از شغل اين جهان فارغ گرداند تا سر او به چيزى مشغول نگردد كه همت او پراكنده گردد تا شغل او بر او تباه نگردد . و هر كه را همت پراكنده گردد خداى تعالى باك ندارد كه او را در كدام وادى هلاك گرداند وادى نفس يا وادى شيطان يا وادى دنيا يا وادى خلق كه اصل تفرقت همت اين چهارند يا مراد نفس گيرد يا به جمع دنيا مشغول گردد يا موافقت شيطان كند يا نظارهء خلق گردد كه چون نفس را موافقت كرد در عجب افتد و چون خلق را موافقت كرد در ريا افتد و چون دنيا را موافقت كرد در حجاب افتد و چون شيطان را موافقت كرد در شرك افتد . و چون خويشتن را از اين همت‌ها گرد آرد و خود را جمعيتى حاصل گرداند و همه همت او موافق حق گردد ، ظاهرش تبع باطن شود و چون باطن مرهون محبت حق گردد ظاهر نيز مرهون خدمت حق گردد و بر ظاهر و باطن او جز شغل حق نماند حق شغل‌هاى ديگر او را كفايت كند نه دنيا را با او صحبت ماند نه خلق را با او موافقت ماند ، نه شيطان را بر او سلطنت باشد و نه نفس را با او خلاف ماند و اين حال مجاهده و رياضت كردن است . و آن جمع كه اين طايفه ياد كنند كه ايشان اهل آنند آن باشد كه جمع او را حال گردد و آن آن باشد كه همت‌هاى او پراكنده نگردد و حق سبحانه همه سر او را چنان فروگيرد يا موافقت و متابعت امور حق كه نيز به هيچ شغل پراكنده نشود تا بنده را به تكلف گرد بايد آوردن لكن خود گرد آمده بماند