باب الخامس و الخمسين - پنجاه و پنجم فى السكر « 1 »
السكر هو ان يغيب عن تمييز الاشياء و لا يغيب عن الاشياء . اين سكر لفظى است [ مصطلح ميان اين طايفه ] « 2 » و مراد از وى سكر شراب نيست و ليكن هر كسى كه وى مسكر خورد تا به حدى باشد كه تمييز تواند ميان چيزها مر او را سكران نخوانند . چون به حدى باشد سكر وى كه [ نيز تميز ] « 2 » نتواند كردن مر او را سكران خوانند به اطلاق و حكم سكر بر وى ثابت آنگاه شود كه حالش [ اين گردد ] « 2 » تا چون اندر محل تمييز باشد احكام و عقودش نافذ باشد و كفر و ايمانش درست و طلاق و عتاق وى واقع باشد به اتفاق . باز چون به حد سكر رسيد تمييز از وى ساقط گشت [ و ] اختلاف است علماء را اندر طلاق و عتاق وى و اندر كفر و ايمان وى و اندر نفاذ عقود وى [ اگر ] « 3 » چه جاى اين
هامش
( 1 ) - شمارهء باب در متن خلاصه قيد نگرديده و فقط نوشته شده است : باب السكر ولى چون در فهرست ابواب آغاز متن خلاصه شماره و عنوان باب به شرح مزبور آمده بود اينجا عينا نقل گرديد كه با عنوان و شمارهء التعرف ص 116 برابر است الا اين كه در التعرف الباب الخامس و الخمسون - قولهم فى السكر قيد شده است . اين مطالب از ص 46 ج 4 شرح تعرف بىذكر شماره و قيد باب آغاز مىگردد .
( 2 ) - آن چه بين قلاب قرار دارد در متن خلاصه محو است از ص 46 ج 4 شرح تعرف نقل گرديد .
( 3 ) - از متن خلاصه ساقط است .