تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
را باشد نه استحقاق پدر را . و حق تعالى عمر را معذور داشت از آن كه [ وى را ] « 1 » قصد بىحرمتى نبود و ليكن حميت اسلام بر وى غالب گشته بود . و اين همه دليل است كه ترك ادب اندر حال مغلوبى بنده اندر وى معذور باشد و نيز دليل است كه تغير ظاهر با استقامت باطن زيان ندارد ، چون باطن عمر رضى اللّه عنه مستقيم بود و آن چه همىكرد تعظيم امر حق تعالى همىخواست نه تحصيل مراد نفس خويش هر چند اندر راه رفتن خطا كرد مولى جل جلاله خطاى وى را صواب گردانيد . و نيز حديث ابو طيبه را حجت آورد و گفت : و منه حديث ابو طيبة حسين حجم النبى صلى اللّه عليه و سلم فشرب دمه و ذلك محظور فى الشريعة و لكنه فعله فى حال الغلبة فعذره النبى صلى اللّه عليه و سلم و قال لقد احتظرت بحظائر من النار . گفت ابو طيبه چون پيغامبر را صلى اللّه عليه و سلم حجامت كردند و خون ورا بياشاميد و آن حرام بود بر وى اندر [ شريعت ] « 2 » و ليكن اندر حال غلبه كرد و اين غلبه غلبهء محبت بود ، پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم ورا معذور داشت و گفت تو مر خويشتن را حظيره‌ها ساختى از آتش . يعنى خون من ترا حظيره گشت تا آتش دوزخ مر ترا نسوزد [ و حظاير موانع باشد ] « 2 » احتظرت يعنى امتنعت ، به حظاير يعنى به موانع . باز گفت : فهذه و امثالها كثيرة كلها تدل على ان حال الغلبة حالة صحيحة . گفت اين كه ياد كردم و امثال وى بسيار است كه دليل كند بر آن كه حال غلبه حالى درست است . از اين صحت حال نه آن معنى خواهد كه اين حالى باشد محمود و مشكور و ليكن حالى باشد كه بنده اندر وى معذور باشد و اين دليل‌ها حجت باشد بر آن كسى كه منكر باشد مر حال غلبه را .
هامش
( 1 ) - در متن خلاصه محو است از ص 44 ج 4 شرح تعرف نقل شد . ( 2 ) - در متن خلاصه محو است از ص 44 - 45 ج 4 شرح تعرف نقل شد .