تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
و گفت : هشيارى كز پس آن مستى آرد كه ما ياد كرديم آن است كه تميز كند و الم از لذت بشناسد و آن چه در او الم باشد اختيار كند بر آن چه در او لذت باشد در موافقت حق و آن الم نبيند لكن لذت يابد در آن چه خلق را در او الم باشد . كما جاء عن بعض الكبار انه قال : لو قطعتنى بالبلاء « 1 » اربا اربا ما ازددت لك الا حبا حبا مىگويد : اگر مرا در بلا پاره پاره گردانى و اندام‌اندامم جدا كنى نيفزايم ترا مگر دوستى . و عن ابى الدرداء انه قال : احب الموت اشتياقا الى ربى و احب المرض تكفيرا لخطيئتى و احب الفقر تواضعا لربى . و اين هر سه آنند كه خلق آن را كارهند هم فقر و هم مرض و هم مرگ را لكن شوق ديدار حق بر او غالب گشت و الم مرگ او را لذت گشت و چون در بيمارى لذت كفارت گناه بديد بيمارى بر او نعمت گشت و چون در فقر تواضع و ذل خويش بديد از بهر خدا فقر ، او را غنا گشت . پس گفت « 2 » : يا حبذا المكروهان الموت و الفقر . يا خوشا و يا دوستان اين دو مكروه ، مرگ و درويشى . يعنى اگر خلق اين دو را كراهيت مىدارند و حيات بر موت اختيار مىكنند و غنا بر فقر بر مىگزينند مرا بارى اين هر دو خوشند و اين هر دو اصل در صفت مصطفى آورده‌اند : فقر آنجا كه او را ملك روى زمين عرضه كردند گفت : اختار ان اكون عبدا نبيا و همه عالم فقر را بساطى ساختند و در زير پاى آوردند و سيد فقر را تاجى ساخت و بر سر نهاد و از خدا به دعا درخواست كه : اللهم احينى مسكينا و امتنى مسكينا و احشرنى فى زمرة المساكين . اما مرگ در آن وقت كه ملك‌الموت سيد را مخير گردانيد
هامش
( 1 ) - در اصل التعرف ص 117 چنين است : لو قطعنى البلاء ولى آن چه در متن نوشته شده منقول است از ص 49 شرح تعرف كه با معنى نيز مناسبت بيشترى دارد . ( 2 ) - التعرف ص 117 : و عن بعض الصحابة انه قال