تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
كردى معاتب و ملام گشتى چون در حال غلبه كند معذور باشد . باز گفت اين [ مغلوب ] « 1 » او را از وى بستده باشند تا تمييز نتواند كردن ميان هر چه او را پيش آيد [ يعنى ] سر او را به چيزى مشغول كند كه او را از غير آن چيز خبر نباشد و ميان خير و شر فرق نتواند كردن . باز گفت باشد كه اين مغلوب چيزى كند كه آن كس كه حال وى نداند و نشنيده باشد [ اندر آن ] « 2 » انكار كند . يعنى همچون عاقلى كه مر ديوانه‌اى را ببيند كه همى بىادبى [ كند چون ] « 2 » از جنون وى خبر ندارد بر وى انكار كند . باز چون او را از جنون وى خبر باشد او را معذور دارد و بر وى رحمت كند . باز گفت چون اين مغلوب آن غلبات اندر وى آرام گيرد بر خويشتن بيرون آيد « 3 » از بهر تقصيرى كه رفته باشد بر وى يعنى در وقت غلبات اگر از وى [ بىادبى ] « 2 » يا بىحرمتيئى آمده باشد اندر آداب شريعت از آن عذر خواهد و ديگر در وقت غلبات از اطلاع نامحرمان بر وقت وى و پرده دريدن حال [ خويش عذر ] « 4 » خواهد ، اگر مقام كمال بودى شكر واجب بودى نه عذر . و نيز درستى احوال غلبه كه آن كس معذور گردد آن باشد كه چون هشيار گردد او را از كردهء خويش خبر نباشد اما اگر خبر دارد متكلف باشد نه مغلوب باشد . متكلف معاقب باشد و مغلوب معذور باشد . باز گفت اين كس كه مغلوب شود از آن شود كه بر وى خوف يا هيبت يا جلال يا حيا يا بعضى از اين احوال ( بر وى ) غالب گردد . يعنى خوف از عقوبت باشد يا از فراق باشد و هيبت از حرمت و اجلال از مشاهدت و حيا
هامش
( 1 ) - در خلاصه محو است از ص 39 ج 4 شرح تعرف نقل شد . ( 2 ) - در خلاصه محو است از ص 39 - 40 ج 4 شرح تعرف نقل شد . ( 3 ) - يعنى بر خود خروج كند و ترجمهء قسمتى از اين عبارت است : و يرجع على نفسه صاحبه اذا سكنت غلبات ما يجده التعرف ص 114 ( 4 ) - در خلاصه محو است از ص 40 ج 4 شرح تعرف نقل شد