باب الرابع و الخمسين - پنجاه و چهارم فى الغلبة « 1 »
مر اين طايفه را اندر الفاظى كه ميان ايشان مصطلح است يك « 2 » لفظ غلبه است . گويند فلان مغلوب است كما قال اللّه تعالى :
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
« 3 » و چون غالب درست شد ، مغلوب درست گردد از بهر آن كه غالب بىمغلوب روا نباشد و مغلوب بىغالب روا نباشد .
باز گفت غلبه حالى است كه [ اندر بنده ] « 4 » پديد آيد كه نتواند اندر آن حال اسباب ديدن يا ادب نگاه [ داشتن ] « 4 » يعنى از جلال حق تعالى يا از عظمت وى يا از كرم و فضل وى مر او را چيزى پديد آيد كه همه نعمتها و بلاها از سر وى ساقط گردد و نيز يك صفت از صفات غلبه آن باشد كه ذات مغلوب بر جاى باشد و ليكن تأثير صفات وى نماند و چون مغلوب شود او را در اسباب شريعت تقصير افتد و ادبهايى كه اندر شريعت نگاه بايد داشتن نتواند نگاه داشتن و ليكن بر وى بىقصد چيزهايى رود كه اگر به قصد
هامش
( 1 ) - شماره و عنوان باب با التعرف ص 113 برابر است الا اين كه در التعرف باب الرابع و الخمسون آمده و همچنين : قولهم فى الغلبة است . اين مطالب از ص 37 ج 4 شرح تعرف بىذكر باب و شمارهء آن آغاز مىشود
( 2 ) - ظاهرا : يكى
( 3 ) - سورهء 12 يوسف آيهء 21
( 4 ) - در متن خلاصه محو است